تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
كه شروع شد احتمال قريب به يقين كشته شدن بود . اما عامل امر به معروف و نهى از منكر كه خود امام هم زياد به آن استناد كرده و در آن موارد نامى از امتناع بيعت يا پذيرش دعوت نبرده است ، از هر دو عامل اول ارزش بيشترى دارد زيرا به موجب اين عامل به هر حال امام خود را با حكومت وقت درگير كرده است و اين درگيرى از نوع هجوم بوده و از طرف خود او شروع شده است نه از ناحيهء مردم و نه از ناحيهء حكومت . به موجب اين عامل ، امام ، مهاجم و معترض است نه مدافع ؛ كارش عمل ابتدايى است نه صرفاً عكس العمل منفى در مقابل تقاضاى بيعت و يا عكس العمل مثبت در مقابل تقاضاى همكارى براى تشكيل حكومت . به موجب اين عامل خواه حكومت بيعت بخواهد و يا نخواهد ، او معترض و طرفدار تغيير وضع موجود است . خواه مردم كوفه او را بپذيرند و يارى كنند و يا نپذيرند و يارى نكنند ، بازهم او معترض و طرفدار تغيير است . و از اين نظر است كه فوق العاده ارزنده است و درس است و آموزنده است . پس اين سه عامل ، هم از نظر وظيفه و عكس العملى كه براى امام ايجاب مىكند ، و هم از نظر ارزندگى و اهميت و قابليت بزرگداشت ، و هم از نظر آموزندگى و درسى با هم تفاوت دارند ؛ و چنان كه قبلًا مكرر گفتيم ، از نظر اين منطق ، انقلاب است و امام طرفدار توسعهء انقلاب است .