بوده و از مجارى عادى ممكن نبود كسى چنين پيشبينى كند ، نظير تغيير اوضاع در « احُد » كه قابل پيشبينى نبود و از خطاى تيراندازان جبل الرّماة پيدا شد .
بديهى است كه اگر عامل اصلى نهضت امام ، دعوت كوفيان مىبود ، امام مىبايست احتياط بيشترى مىكرد و نصيحت ابن عباس را به كار مىبست و اعتماد نمىكرد . اما حقيقت اين است كه امام هيچ گونه اعتمادى به كوفيان نكرده است . مكرر افرادى گفتند كه قُلوبُهُمْ مَعَكَ وَ سُيوفُهُمْ عَلَيْكَ . خود امام هم فرمود : « لا يَخْفى عَلَىَّ الْامْرُ » . در جواب « فرزدق » فرمود كه اگر كارها بر وفق آنچه مىخواهيم انجام گيرد خدا را شكر مىكنيم وَ ان حالَ الْقَضاءُ دونَ الرَّجاءِ فَلَنْ يَتَعَدَّ ( يعتد ) مَنْ كانَ الْحَقُّ نِيَّتَهُ و التَّقْوى سَريرَتَهُ « 1 » . به علاوه از امام جملههايى شنيده شده است در بين راه كه نشان مىدهد امام اين سفر خود را سفر سلامت نمىدانسته است . اگر خطبهء « خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ . . . » و جملهء « وَ انَّ مِنْ هَوانِ الدُّنْيا انَّ رَأْسَ يَحْيَى بْنِ زَكَريّا اهْدِىَ الى بَغِىٍّ مِنْ بَغايا بَنى اسْرائيلَ » « 2 » و همچنين خواب معروف « انَّ اللَّهَ شاءَ انْ يَراكَ قَتيلًا » يا « انَّ لَكَ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ لَنْ تَنالَها الّا بِالشَّهادَةِ » اصل قابل اعتمادى داشته باشد كه ديگر مطلب خيلى واضح است .
د . آيا امام از اول به قصد كربلا حركت كرد يا نه ؟ و اگر فرضاً به قصد كربلا حركت نكرد ، آيا به قصد كشته شدن و با علم به كشته شدن حركت كرد يا نه ؟ .
از نظر تاريخى نمىتوان اثبات كرد كه امام به قصد كربلا و يا با علم به كشته شدن حركت كرد ، بلكه از نظر تاريخ كه ظواهر قضايا را نقل مىكند ، امام به طرف كوفه و قصد كوفه حركت كرد و در اثر برخورد با « حر » و اجازه ندادن « حر » كه امام از حوزهء عراق خارج شود و حاضر نشدن امام كه تحت الحفظِ « حر » به كوفه برود ، راهى را به طرف غرب و چپ جاده پيش گرفتند تا رسيدند به كربلا ، و بعد در اثر نامهء ابن زياد در آن محل متوقف شدند . و از نظر علم به كشته شدن هم تاريخ جز مخطور بودن و غير قابل اطمينان بودن اين سفر را اثبات نمىكند .
در عين حال اين جهت منافات ندارد با جهت ديگر و آن اينكه امام در يك سطح ديگرى كه سطح معنويت و امامت است ، مىدانسته كه عاقبت به كربلا نزول خواهد
هامش
( 1 ) . [ و اگر قضاى الهى مانع رسيدن ما به آرزويمان شود ، البته آن كس كه نيتش حق بوده و باطنش به تقوا آراسته باشد متجاوز به حساب نيايد . ]
( 2 ) . [ مرگ بر فرزند آدم جاى دارد . . . و از پستى دنياست كه سر مبارك يحيى بن زكريّا به نزد يكى از بدكاران بىاسرائيل هديه گرديد . ]