تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
و با عمر سعد پيوسته ضمن پيشنهادها پيشنهاد بازگشت به حجاز را مىكند ؟ . 12 . آيا پيشنهاد امام مراجعت به مدينه را ، پس از برخورد با حرّ و با عمر بن سعد ، براى توسعه و گسترش دامنهء انقلاب بود ؟ . 13 . امام اگر قصد شورش و انقلاب عليه حكومت نداشت چرا مردم بصره را دعوت كرد و به آنها نامه نوشت ؟ . آيا امام به مردم ديگر يعنى مردم يمن و خراسان و مصر و غيرهم نامه‌اى نوشته است يا نه ؟ ممكن است نامه نوشته باشد ولى مخفى مانده باشد . نامه‌هاى بصره به وسيلهء « مُنذر بن جارود » كشف شد . 14 . آقاى غفارى « 1 » در مقدمهء بررسى تاريخ عاشورا اين مسائل را طرح مىكند : آيا عمل حسين بن على فرار از بيعت بود يا اجابت دعوت كوفيان و يا قيام و نهضت و به قول امروزيها ثوره و انقلاب ؟ و آيا مىدانست كشته مىشود يا نه ؟ آيا از روى نقشه عمل مىكرد يا اينكه در پيشامدها جداگانه تصميم مىگرفت ؟ چرا گاهى همراهان خود را مرخص مىكرد و گاهى غير همراهان را به يارى مىطلبيد : پس از شنيدن خبر شهادت مسلم ، به همراهان خود پيشنهاد كرد برويد و مرا تنها بگذاريد ، اما عبيد الله بن حرّ جُعْفى و زهير بن القين و ضحاك بن عبد الله مشرقى را به يارى طلبيد و حتى از ضحاك بن عبد الله خواست تا دم آخر او را يارى كند و بعد برود . در شب عاشورا همهء ياران و خاندان را مرخصى داد و اعلام حِلّ بيعت كرد و در همان شب حبيب بن مظاهر را به قبيلهء بنى اسد براى استمداد فرستاد . كسى كه مىداند دست به عمل فوق العاده خطيرى زده است و او را مىكشند چرا زن و فرزند خويش را همراه مىبرد ؟ بعضى اين كار را يك كار بىنقشه و تدريجى گمان كرده‌اند . به عقيدهء آنها امام كارش از آنجا شروع شد كه از بيعت امتناع كرد و به مكه كه محل امن بود با زن و فرزند پناه برد . بعد دو چيز سبب خروج از مكه شد ، يكى خوف ترور در مكه و از بين رفتن حرمت كعبه و ديگر دعوت كوفيان . و با شكست مسلم كه مصادف بود با رسيدن امام به مرز عراق ، امام مىخواست برگردد و نشد ، در كربلا گرفتار و كشته شد . بعضى گفته‌اند امام نمىدانست كشته مىشود و اگر نه اقدام نمىكرد . امام باور نمىكرد با قرابت نزديكش به رسول خدا كشته شود . بعضى گفته‌اند برعكس ، امام يقين
هامش
( 1 ) . [ آقاى على اكبر غفارى ]