تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
كرد و در همان جا شهيد خواهد شد . ه . امام پس از برخورد با « حر » و در كربلا در چند جا اعلام انصراف كرده است . اين اعلام انصراف به چه معنى است ؟ قبلًا گفتيم كه اعلام انصراف امام ، انصراف از رفتن به كوفه و از داوطلبى تشكيل حكومت كوفه بود نه انصراف از دفاع مقدس امتناع بيعت ، و نه انصراف از قيام مقدس اعتراضى امر به معروف و نهى از منكر . بر خلاف عقيدهء آقاى صالحى ، امام پس از سقوط كوفه ، از دو هدف ديگرش دست برنداشت و امتناع از بيعت و همچنين اعتراض به حكومت را تنها در زمينهء زعامت مفيد نمىدانست ، به خطر اين دو هم كاملًا واقف بود ولى مىخواست پيام خود را و اعلام جرم خود را و جواب « نه » به بيعت را با خون خود بنويسد كه هرگز پاك نشود . و . بديهى است كه از نظر عامل دعوت كوفيان ، قيام امام يك قيام ابتدايى است ، بلكه از اين جهت اقدام براى به دست گرفتن زمام امور است و تنها جنبهء شورش بر ضد حكومت براى تضعيف يا اصلاح نيست . يعنى طبق عامل نهى از منكر ، هدف بايد اصلاح باشد خواه به صورت تضعيف يا سقوط حكومت ، و خواه به صورت اصلاح حكومت . ز . معلوم شد به موجب هر يك از اين عاملها امام يك وظيفهء مخصوص دارد . و ضمناً معلوم شد كه به اعتبار هر يك از عاملها نهضت امام ارزش مخصوصى پيدا مىكند . به موجب عامل دعوت و احتمال موفقيت كه حد اكثر 50 % است ، ارزش نهضت همين قدر است كه امام با پيدايش يك فرصت احتمالى ، نمىنشيند و فرصت را از دست نمىدهد ، و ضمناً نظر و تز امام راجع به حكومت كه در نامه به اهل كوفه توسط مسلم و در خطبهء بيضه پيداست ، روشن مىشود . و از نظر عامل بيعت كه تا آن وقت حتى مردم كوفه اعلام نصرت نكرده بودند ارزش كار امام در اين حد است كه تقاضاى يك حكومت نيرومند و خونخوارى را براى بيعت نمىپذيرد و حاضر مىشود خونش را بريزند و بيعت نكند . به موجب اين عامل اگر حكومت كارى به او نمىداشت و از او چيزى نمىخواست ، امام هم كارى به كار آنها نداشت ؛ و به موجب عامل اول اگر مردم كوفه اعلام آمادگى نمىكردند ، امام ياغى نمىشد و بسا كه بيعت هم مىكرد . به هر حال عامل امتناع از بيعت ، ارزش بيشترى از عامل پذيرش دعوت دارد زيرا در عامل پذيرش دعوت ، چند درصدى احتمال جان به سلامت بردن به علاوهء موفقيت در زمامدارى و ساقط كردن حريف وجود دارد ولى در عامل امتناع از بيعت در روزهايى