تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
ج . مردم كوفه پس از امتناع امام از بيعت او را دعوت كردند و آمادگى خود را براى كمك او و به دست گرفتن خلافت و زعامت اعلام كردند ، نامه‌هاى پىدرپى آمد ، قاصد امام هم آمادگى مردم را تأييد كرد . د . اصلى است در اسلام به نام « امر به معروف و نهى از منكر » ، مخصوصاً در موردى كه كار از حدود مسائل جزئى تجاوز كند ، تحليل حرام و تحريم حلال بشود ، بدعت پيدا شود ، حقوق عمومى پايمال شود ، ظلم زياد بشود . امام مكرر به اين اصل استناد كرده است . در يك جا فرمود : « انّى لَمْ اخْرُجْ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً ، انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فى امَّةِ جَدّى ، اريدُ انْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ وَ انْهى عَنِ الْمُنْكَرِ « 1 » وَ اسيرَ بِسيرَةِ جَدّى وَ ابى » . جاى ديگر فرمود : « سَمِعْتُ جَدّى رَسولَ اللَّهِ : مَنْ رَأى سُلْطاناً جائِراً مُسْتَحِلًّا لِحُرُمِ اللَّهِ . . . » . در جاى ديگر فرمود : « أَ لا تَرَوْنَ انَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ انَّ الْباطِلَ لا يُتَناهى عَنْهُ لِيَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فى لِقاءِ اللَّهِ مُحِقّاً ، انّى لا ارَى الْمَوْتَ الّا سَعادَةً وَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ الّا بَرَماً » .

اما عامل بيعت

امام حاضر بود كه كشته شود و به هيچ وجه حاضر به بيعت نبود . وظيفهء امام از اين نظر فقط امتناع بود . اين وظيفه را با خروج از كشور ، با متحصّن شدن به شعاب جبال ( آنچنان كه ابن عباس پيشنهاد كرد ) ، با مخفى شدن هم مىتوانست انجام دهد . به عبارت ديگر روش و متد امام از اين نظر جز زير بار نرفتن به هر شكل و لو به خروج از مرز و تا سرحدّ كشته شدن نيست . روش امام در مقابل عامل بيعت خواستن ، محدود به حدّ امكانات براى به دست گرفتن حكومت نيست و محدود به حدّ كشته نشدن هم نيست ، ولى هيچ وظيفه‌اى مثبت از قبيل توسعهء انقلاب و گسترش دعوت و غيره را
هامش
( 1 ) . بعدها منكراتى كه موجب نهى از منكر و قيام شد شرح داده خواهد شد ، ولى جملهء « وَ اسيرَ بِسيرَةِ جَدّى وَ ابى » با توجه به آنچه در آن ايام به نام « سيرهء شيخين » مطرح بوده كه على و خاندانش آن را قبول نداشته‌اند ، عطف به انحرافاتى هم كه از زمان شيخين شروع شده هست ؛ از قبيل تقسيم [ بيت المال ] به غير سويّه ، و از قبيل تحقير نماز به عنوان خير العمل ، و از قبيل مطلق اجتهادهاى ( به اصطلاح ) روشنفكرانهء عمر . دو جريان انحرافى وجود يافت يكى عمرى و ديگر عبد الله عمرى . انحراف عمرى ، اقبال به جهاد منهاى عبادت يعنى سنگين كردن كفّهء برونگرايى و عملى عينى و سبك كردن كفّهء معنوى بود . انحراف عبد الله عمرى ، برعكس ، سنگين كردن كفّهء عبادت و تحقير كارهاى سخت دنيايى و جهادى بود كه در نتيجه نه جهاد ، جهاد بود و نه نماز ، نماز . اما امام حسين در شب عاشورا : « لَهُمْ دَوِىٌّ كَدَوِىِّ النَّحْلِ » . و در روز عاشورا : « ذَكَرْتَ الصَّلاةَ جَعَلَكَ اللَّهُ مِنَ الْمُصَلِّينَ » .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 528 | مرتضى مطهرى