تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
خاص بوده و گاهى به عامل ديگر ، و سبب شده كه اظهارنظركنندگان ، گيج‌وگنگ بشوند و ضد و نقيض اظهار نظر كنند ؛ و از طرف ديگر به اين قيام جنبه‌هاى مختلف مىدهد و درحقيقت از هر جنبه‌اى ماهيت خاصى دارد . ( در امور اجتماعى و مركّب ، مانعى نيست كه يك چيز داراى چند ماهيت باشد همچنانكه مخصوصاً در درسهاى « فلسفهء تاريخ » ثابت كرده‌ايم . ) . عواملى كه در كار بوده و ممكن است در اين امر دخالت داشته باشد و يا دخالت داشته است : الف . اينكه امام يگانه شخصيت لايق و منصوص و وارث خلافت و داراى مقام معنوى امامت بود . در اين جهت فرقى ميان امام و پدرش و برادرش نبود ، همچنانكه فرقى ميان حكومت يزيد و معاويه و خلفاى سه‌گانه نبود . اين جهت به تنهايى وظيفه‌اى ايجاب نمىكند . اگر مردم اصلحيت را تشخيص دادند و بيعت كردند و درحقيقت با بيعت صلاحيت خود را و آمادگى خود را براى قبول زمامدارى اين امام اعلام كردند او هم قبول مىكند . اما مادامىكه مردم آمادگى ندارند از طرفى ، و از طرف ديگر اوضاع و احوال بر طبق مصالح مسلمين مىگردد ، به حكم اين دو عامل ، وظيفهء امام مخالفت نيست بلكه همكارى و همگامى است همچنانكه امير عليه السلام چنين كرد ، در مشورتهاى سياسى و قضائى شركت مىكرد و به نماز جماعت حاضر مىشد . خودش فرمود : « لَقَدْ عَلِمْتُمْ انّى احَقُّ النّاسِ بِها مِنْ غَيْرى ؛ وَ وَ اللَّهِ لَاسَلِّمَنَّ ما سَلِمَتْ امورُ الْمُسْلِمينَ وَ لَمْ يَكُنْ فيها جَوْرٌ الّا عَلَىَّ خاصَّةً » « 1 » . در قضيهء كربلا اين عامل به تنهايى دخالت نداشته است . اين عامل را به ضميمهء عامل سوم كه دعوت اهل كوفه است بايد در نظر بگيريم چون عامل دعوت مردم ، براى به دست گرفتن حكومت بود نه چيز ديگر . پس اين عامل ، عامل جداگانه نيست و بايد در ضمن آن عامل ذكر شود . ب . از امام بيعت مىخواستند و در اين كار رخصتى نبود . يزيد نوشت : « خُذِ الْحُسَيْنَ بِالْبَيْعَةِ اخْذاً شَديداً لَيْسَ فيهِ رُخْصَةٌ » . بيعت ، امضا و قبول و تأييد بود « 2 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 72 . [ حقاً شما مىدانيد كه من از همهء مردم به خلافت شايسته ترم . به خدا سوگند تا زمانى كه امور مسلمين به سلامت باشد و جز به شخص من ستم نشود راه مسالمت مىپويم . ] ( 2 ) . بيعتى كه امام حسين را بدان مكلف مىكردند تصويب ولايتعهد بود ، با بيعت على عليه السلام و ائمهء ديگر كه تسليم اكثريت خاطى بود فرق داشت .