منطق غدر و كيد بود و نه منطق معامله و همكارى انتفاعى ، صرفاً منطق ايثار و عقيده و شهادت در راه عقيده بود . بشر يا منطق مكر دارد مثل اغلب سياسيون دنيا ، يا منطق معامله دارد مثل احزاب سياسى امروز ، يا منطق فدا و عقيده دارد مثل نوادر خلقت از قبيل امام حسين عليه السلام .
فَقالَ لَهُ الْحُسَيْنُ : يَا ابْنَ عَمِّ انّى اعْلَمُ انَّكَ ناصِحٌ مُشْفِقٌ « 1 » ( براى شخص من و مصالح شخص من ) وَ لكِنِّى قَدْ أزْمَعْتُ وَ أجْمَعْتُ عَلَى الْمَسيرِ « 2 » . مقصود حضرت اين نيست كه گفتار از روى حسن نيت است ولى من اين مقدمات و نتايج را قبول ندارم ، بلكه مقصود اين است كه اين مقدمات و نتايج براى كسى كه بخواهد از اين راه برود و اهل معامله و معاوضه باشد درست است ولى راه من اين راه نيست و منطق من منطق درد عقيده داشتن و درد خيرخواهى داشتن است ، درد طبيبى است كه از غم مريضها رنج مىبرد .
( عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ ) « 3 » ، راه من راه شهادت است . منطق شهيد منطق ديگرى است غير از منطق عقل عملى انتفاعى . معناى « انَّ اللَّهَ شاءَ انْ يَريكَ قَتيلًا » اين است كه خدا از تو روح شهادت مىخواهد ( انَّ لَكَ دَرَجَةً لَنْ تَنالَها الّا بِالشَّهادَةِ ) .
صفاتى كه از أبا عبد اللَّه در كربلا ظهور كرد
صفاتى كه از أبا عبد اللَّه در روز عاشورا ظهور كرد عبارت بود از :
1 . شجاعت بدنى 2 . قوّت قلب و شجاعت روحى 3 . ايمان كامل به خدا و پيغمبر و اسلام 4 . صبر و تحمل عجيب 5 . رضا و تسليم 6 . حفظ تعادل و هيجان بى جا نكردن و يك سخن سبك نگفتن نه خودش و نه اصحابش 7 . كرم و بزرگوارى و گذشت 8 . فداكارى و فدا دادن .
فلسفهء جنگ نور و ظلمت در ميان بشر
ص 162 : فجيرة كربلا كانت قديما من معاهد الايمان بحرب النور و الظلام ، و كان
هامش
( 1 ) . [ حضرت به او فرمود : پسرعمو ! من مىدانم كه تو قصد خيرخواهى و دلسوزى دارى . ]
( 2 ) . [ ولى من تصميم قطعى براى حركت گرفتهام . ]
( 3 ) . توبه / 128 .