مىگويد مسلم قادر بود خيلى كارها از قبيل كارهاى ابن زياد بكند ، مالهايى بگيرد و ببخشد و بكشد ، ولى بر خلاف اصولى بود كه پيروى مىكرد . مسلم در حالى كه آمادهء كشته شدن بود وصيت كرد هفتصد درهم قرض دارم ، زره و شمشيرم را بفروشيد و ادا كنيد ( مسلم در فكر صاف كردن مال مردم هم در دورهء چند روزهء حكومت خودش نيفتاد با اينكه فرمان حضرت به منزلهء اجازهء سهم امام هم بود ! )
كلمهء كربلا
مىگويند كربلا در اصل « كوربابل » بوده .
روحيهء اصحاب امام حسين و عشق صادق آنها و . اينكه آنها مرگ را « ايثار و اختيار » كردند
اين خصوصيت در ميان همه شهداى كربلا بوده كه آثَرُوا الْمَوْتَ يعنى اختياراً مردن را بر زندگى ننگآور ترجيح دادند . احدى نبود كه راه نجات نداشته باشد . گاهى اتفاق مىافتد كه جمعيتى - مرد ، يا زن و مرد و اطفال - ناگهان در جايى گرفتار مىشوند و به وضع بسيار فجيعى كشته مىشوند ؛ ولى خصوصيت حادثهء كربلا در ميان حوادث فجيع ديگر جهان اين است كه همهء آنها با آنكه راهى براى نجات داشتند ( منتها با قبول ذلّت و بىايمانى ) طريق ايمان و فدا و ايثار و تعظيم حق را ترجيح دادند . آنها جمال اخلاق و زيبايى شهادت و كمال عبوديّت را درك كرده بودند . قضيّهء امان عباس بن على عليه السلام و قصهء محمد بن بِشر الحَضرمي و حلّ بيعت كردن سيد الشهداء از عموم و قضيهء قاسم و قضيهء غلام سياه ، همه گواه موت اختيارى است .
خصوصيت ديگر صحابهء أبا عبد اللَّه اين بود كه خودشان را قبل از شهادت حضرت و بنى هاشم به شهادت رساندند و اين ، دليل بر كمال ايمان اينها به قائدشان بود .
اصحاب أبا عبد اللَّه نه براى مزد و اجرت مىجنگيدند و نه از ترس و بيم ، فقط براى ايمان و عقيده و حريت مىجنگيدند .
از عجايب اين است كه در هيچ موطنى اينها در مقام عذر و توجيه براى تسليم و سلامت بيرون آمدن برنيامدند . عقّاد مىگويد ( ص 157 ) : و لم يخطر لأحد منهم ان يزيّن له العدول عن رأيه ايثاراً لنجاتهم و نجاته ، و لو خادعوا انفسهم قليلًا لزيّنوا له