تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
اين بود شمّه‌اى از اخلاق يزيد ، و معاويه مىخواست او را بر گردن مسلمين سوار كند . وضع حكومت يزيد صورتى داشت كه قابل صلح و معاهده و معاقده نبود . امام مجتبى با معاويه قرارداد صلح بست . معاويه عقل و خلقى داشت كه مىتوانست تا حدودى حفظ ظاهر بكند و جز در مواردى كه براى ملك و سياستش خطر بود رعايت ظواهرى را بنمايد . ولى وضع يزيد تجاهر به فسق و تجاهر به رذالت و پستى و تجاهر به عيّاشى بود . اگر هم از ناحيهء امام حسين و به نام اسلام و قرآن قيامى نمىشد و [ طومار ] حكومت يزيد را در ظرف سه سال درهم نمىپيچيد و چند سال طول مىكشيد ، ممكن بود قيام ديگرى عليه يزيد شود كه عنصر اسلامى هم نداشته باشد و آن وقت خطر مواجه عالم اسلام مىشد . به قولى مردن يزيد در يك مسابقه‌اى واقع شد كه با ميمونى - و شايد همان أبو قيس بوده - گذاشته بود . قيام اهل مدينه تنها سببش شهادت امام حسين نبود ، سبب ديگرش وضع ناهموار يزيد بود : عبد الله بن حنظله با عده‌اى به نمايندگى اهل مدينه آمد به شام ، اوضاع را طورى ناراحت‌كننده ديد كه گفت : و اللَّهِ ما خرجنا على يزيد حتّى خفنا أن نرمى بالحجارة من السّماء . إنَّ رجلًا ينكح الأمّهات و البنات و الأخوات ، و يشرب الخمر ، و يدع الصّلاة ، و اللَّه لو لم يكن معى أحد من النّاس لأبليت اللَّه « 1 » فيه بلاء حسناً « 2 » بعضى گفته‌اند به « ذات الجنب » مُرد در سن 37 سالگى « 3 » احتمال داده مىشود كه افراط در شراب و لذّات ، كبدش را از بين برده بوده . يزيد در كودكى در باديه مرض آبله گرفت و آبله رو بود . عقّاد مىگويد : وسيم و بلندقامت بود . همچنين مىگويد : يزيد به مسابقه و مطارده علاقه‌مند بود ولى بيشتر جنبهء لهوى داشت نه جنبهء جدّى و شجاعانه . يزيد شخصاً خصلت شجاعت و تهوّر عربى را كه
هامش
( 1 ) . ظ : للّه . ( 2 ) . [ به خدا سوگند ما بر يزيد نشوريديم مگر به خاطر اينكه ترسيديم بر ما سنگ از آسمان ببارد . او مردى است كه با مادران و دختران و خواهران خود نكاح مىكند ، و شراب مىنوشد ، و نماز را ترك مىكند . به خدا سوگند اگر احدى از مردم هم با من نبودند من خودم را در راه خدا به گرفتارى نيكويى گرفتار مىساختم . ] ( 3 ) . عقّاد : أبو الشهداء ، ص 78 .