افارِقُهُ حَتّى يَقْضِىَ اللَّهُ ما هوَ قاضٍ » « 1 » . او مىفرمود : « لا اعْطيكُمْ بِيَدى اعْطاءَ الذَّليلِ وَ لا اقِرُّ اقْرارَ الْعَبيدِ » . پدرش مىگفت : « وَ اللَّهِ لَوْ تَظاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلى قِتالى لَما وَ لَّيْتُ عَنْها وَ لَوْ امْكَنَتِ الْفُرَصُ مِنْ رِقابِها لَسارَعْتُ الَيْها » « 2 » . و اما راه سوم همان بود كه خودش انتخاب كرد .
ارزش شهادت و شهيد در اجتماع
قبلًا گفتيم كه هر شهادت نورانيتى در اجتماع به وجود مىآورد ، و تشبيه كرديم آن را به نورانيتى كه برخى اعمال خير و از خودگذشتگىها در قلب فرد ايجاد مىكند .
قلب كه صفا و جلا پيدا كرد و هدايت يافت تاريكيها زايل مىشود ، راه نمودارتر مىگردد . اين مطلب سوژهاى عالى است براى بحث دربارهء ارزش شهادت و شهدا و مخصوصاً از نظر آثار قيام حسينى در جهان اسلام و از نظر اينكه امام اگر به قصد شهادت هم حركت كرده باشد منطقى صحيح دارد . جملهء : « انَّ اللَّهَ شاءَ انْ يَراكَ قَتيلًا » اگر سند صحيح داشته باشد ، از لحاظ مطلب و معنى سخن درستى است .
منطق منفعت و منطق حقيقت
منطق منفعتپرستى يك منطق است و منطق حقپرستى و اصلاح منطق ديگرى است « 3 » . عقلاى قوم مانع ابى عبد الله مىشدند از حركت ، و نصايح آنها همه بر محور مصلحت شخصى حسين عليه السلام و زندگى دنيوى او و سلامت تن و حفظ فرزندان دور مىزد . مىگويند جامعترين بيانها همان است كه ابن عباس گفت . اگر جاى تعجب باشد ، بايد از منطق ابن عباس تعجب كرد . چيزى كه در اين منطق ابن عباس يافت نمىشود ،
هامش
( 1 ) . [ نه ، به خدا سوگند از آن جدا نشوم تا خدا هرچه خواهد كند . ]
( 2 ) . نهج البلاغه ، نامهء 45 . [ به خدا سوگند اگر عرب در جنگ با من پشت به پشت هم دهند ، از آنان رو نگردانم و اگر فرصت دست دهد به سوى آن مىشتابم . ]
( 3 ) . على عليه السلام دربارهء سرزمين كربلا فرمود : « مُناخُ رُكّابٍ وَ مَصارِعُ عُشّاقٍ » ايضاً دربارهء آن خاك فرمود :
« واهاً لَكَ ايَّتُهَا التُّربَةُ لَيُحْشَرَنَّ مِنْكَ اقْوامٌ يَدْخُلونَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسابٍ » [ شگفتا از تو اى خاك كه اقوامى از درون تو محشور گردند كه بدون حساب وارد بهشت شوند ] .