چند موضوع را على عليه السلام پيشبينى كرد :
1 . ظلم و استبداد و استيثار بنى اميه و اينكه ديگر از اين عدل و مساواتِ امروز خبرى نخواهد بود و از
« لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ »
« 1 » و از اينكه « لَنْ تُقَدَّسَ امَّةٌ حَتّى يُؤْخَذَ لِلضَّعيفِ حَقُّهُ . . . » « 2 » خبرى نخواهد بود كه فرمود : « . . . لا يَكونَ انْتِصارُ احَدِكُمْ مِنْهُمْ الّا كَانْتِصارِ الْعَبْدِ مِنْ رَبِّهِ » « 3 » . مسلم بن عقبه در وقعهء مدينه از مردم بيعت بر عبوديت و غلامى يزيد گرفت . اينطور ، پيشبينى مولا محقق شد .
2 . اينكه نخبهها و نيكان و فهميدگان و روشنفكران شما را خواهند كشت ، و هر سرى كه در آن سر مغزى و در آن مغز برقى از روشنى موجود باشد روى تن باقى نخواهند گذاشت ، كه فرمود : « عَمَّتْ خُطَّتُها وَ خُصَّتْ بَلِيَّتُها وَ اصابَ الْبَلاءُ مَنْ ابْصَرَ فيها وَ اخْطَأَ الْبَلاءُ مَنْ عَمِىَ عَنْها » « 4 » .
3 . حرمت احكام اسلام عملًا از بين مىرود . حرامى باقى نمىماند مگر آنكه حلال مىشود : « وَ اللَّهِ لا يَزالونَ حَتّى لا يَدَعوا للَّهِ مُحَرَّماً الَّا اسْتَحَلّوهُ وَ لا عَقْداً الَّا حَلّوهُ ، وَ حَتّى لا يَبْقى بَيْتُ مَدَرٍ وَ لا وَبَرٍ الّا دَخَلَهُ ظُلْمُهُمْ . . . وَ نَبا بِهِ سوءُ رُعْيِهِمْ » « 5 » . عبد الله بن حنظله گفت : ما از پيش كسى مىآييم كه « يَنْكِحُ الْامَّهاتِ وَ الْاخَواتِ » « 6 » .
4 . اينكه اسلام مورد تحريف و پشت رو كردن قرار مىگيرد ، عناصر غير اسلامى وارد افكار مردم مىشود : « يُكْفَأُ الْاسْلامُ كَما يُكْفَأُ الْاناءُ » « 7 » ، « و لُبِسَ الْاسْلامُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلوباً » « 8 » . همهء اينها - كه على مثل اينكه در آينه ببيند ، ديده - واقع شد و يك سرّ محبت زائد الوصف عدهاى نسبت به على عليه السلام ، گذشته از سيرت و عدل و خُلقش ، وقوع اين
هامش
( 1 ) . آل عمران / 64 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، نامهء 53 ( عهدنامهء مالك اشتر نخعى ) .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 91 . [ و يارى جستن هيچ كدام از شما از آنها نيست مگر به مانند يارى جستن بنده از مولاى خودش . ]
( 4 ) . همان . [ دايرهء حكومتش همگانى است و گرفتارى آن براى خاصّه است ، بلاى آن دامنگير آگاهان و بينايان است و كوردلان را هدف خود نمىگيرد . ]
( 5 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 96 . [ و به خدا سوگند ، پيوسته زمام حكومت را به دست دارند تا جايى كه تمام حرامهاى الهى را حلال سازند و همهء پيمانهاى خدا را بشكنند ، و خانهاى گلى و خيمهاى پشمينهاى نماند جز اينكه به ظلم آنها گرفتار آيد . . . و سوء رفتارشان آنان را پراكنده سازد . ]
( 6 ) . [ با مادران و خواهران خود نكاح مىكند ( يزيد ) . ]
( 7 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 101 .
( 8 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 106 . [ و اسلام مانند پوستين وارونه پوشيده شود . ]