پيشبينىها بود .
معاويه مُرد و علاوه بر حيف و ميل اموال و غصب مناصب كه از زمان عثمان شايع شده بود ، چند سنت سوء هم باقى گذاشت :
الف . لعن و سبّ على عليه السلام .
ب . پول خرج كردن و وادار كردن به جعل حديث عليه على عليه السلام و به عبارت ديگر استخدام عامل روحانيت به وسيلهء علماى سوء ، علاوه بر استخدام عامل ديانت از راه قتل عثمان ( قصهء سَمُرة بن جُندَب و آيهء :
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ »
« 1 » ) .
ج . كشتن بىگناهان بدون تقصير كه در اسلام سابقه نداشت و از بين بردن احترام نفوس و بريدن دست و پا و به نيزه كردن سر ، مثل سر عمرو بن حمق خزاعى .
د . مسموم كردن و عمل ناجوانمردانهء مسموم كردن را معمول كردن كه عملى است كه با مروّت و انسانيت هم سازگار نيست ، و بعد خلفاى ديگر هم از او پيروى كردند .
معاويه امام حسن عليه السلام و مالك اشتر و سعد وقّاص و عبد الرحمن بن خالد بن وليد را كه بهترين نصير او بود ، مسموم كرد .
ه . اينكه خلافت را در خاندان خود موروثى كرد « 2 » و يزيدى را كه هيچ گونه لياقت نداشت وليعهد كرد .
و . دامن زدن به آتش امتياز نژادى و فضيلت عرب بر عجم و قريش بر غير قريش .
از اين كارها ، لعن و سبّ على و حتى جعل حديث و ولايتعهد يزيد ، سوء تدبير معاويه شمرده مىشود .
يزيد مردى جاهل و سبكسر بود . خليفهزادگانى كه مُرشَّح براى خلافت بودند مىبايستى مدتى تعليم و تربيت شوند كه لااقل براى زعامت آماده شوند ( همان طورى كه عباسيين مىكردند ) . يزيد در باديه نشو و نما يافته و بىخبر از دنيا و آخرت ،
هامش
( 1 ) . بقره / 207 .
( 2 ) . و به اين ترتيب آرزوى ديرين حزب اموى كه ابو سفيان در خانهء عثمان گفت : « يا بَنى امَيَّةَ ! تَلَقَّفوها تَلَقُّفَ الْكُرَةِ ، اما وَ الَّذى يَحْلِفُ بِهِ ابو سُفيان . . . ما زِلْتُ ارْجوها لَكُمْ وَ لِتَصيرَنَّ الى صِبْيانِكُمْ وِراثَةً » محقق شد و خود معاويه هم باور نمىكرد محقق شود ، و البته امام حسين بيش از هركس از اين منويّات آگاه بود و مىديد كه دارند مثل گوى با آن بازى مىكنند و به كودكان خود به وراثت مىدهند . قيام حسين عليه السلام در برابر عملى شدن افكار حزب اموى بود .