كوفه كشت ، روى همان برنامهء معاويه بود . بالأخره يك نيروى غير متشكل به نام « تشيع » عليه حكومت اموى هميشه در فعاليت بود .
براى ما تحقيق در امر حادثهء حكومت اموى تنها جنبهء تعجبآميز ندارد . اين يك امر سطحى نبوده كه فقط مربوط به سيزده قرن پيش باشد كه بگوييم آمد و رفت . اين ، خطرى بود براى اسلام از آن روز تا روزى كه خدا مىداند . حتماً اگر ما بخواهيم به تاريخ روحيهء خودمان رسيدگى كنيم ، بايد به تاريخ اموى رسيدگى [ كنيم . ] فكر اموى در زير پرده و لفّافه ، با فكر اسلامى مبارزه مىكرد . عنصر فكر اموى داخل عناصر فكر اسلامى شد . اى بسا كه در فكر همانهايى كه هر صبح و شام بنى اميه را لعنت مىكنند ، عنصرى از فكر اموى موجود باشد و خودشان خيال كنند فكر اسلامى است ، و قطعاً اينطور است « 1 » ، مثل موضوع رعايت شئونات در مصرف زكات و خمس و در استطاعت حج و در نفقهء زوجه و امثال اينها .
على عليه السلام به خطر سلطهء اموى زياد اهميت مىداد و اعلام خطر مىكرد ، ولى كمتر كسى متوجه مىشد و خودش هم مىفرمود بعدها متوجه مىشويد : « فَعِنْدَ ذلِكَ تَوَدُّ قُرَيْشٌ بِالدُّنْيا وَ ما فيها لَوْ يَروْنَنى مَقاماً واحِداً وَ لَوْ قَدْرَ جَزْرِ جَزورٍ لِاقْبَلَ مِنْهُمْ ما اطْلُبُ مِنْهُمُ الْيَوْمَ بَعْضَهُ وَ لا يُعْطونَنيهِ » « 2 » .
از جمله راجع به فتنهء اموى فرمود : « انَّ الْفِتَنَ اذا اقْبَلَتْ شَبَّهَتْ وَ اذا ادْبَرَتْ نَبَّهَتْ . . . » « 3 » . ايضاً : « ايُّهَا النّاسُ سَيَأْتى عَلَيْكُمْ زَمانٌ يُكْفَأُ الْاسْلامُ كَما يُكْفَأُ الْاناءُ بِما فيهِ . . . » « 4 » و ايضاً : « فَمَا احْلَوْلَتْ لَكُمُ الدُّنْيا فى لَذَّتِها » « 5 » و ايضاً : « ما لى اراكُمْ اشْباحاً بِلا ارْواحٍ . . . » « 6 » .
هامش
( 1 ) . امويها رفتند ولى مع الاسف عناصر فكر اموى و رژيم اموى باقى ماند و با تغيير ، جزء اصول زندگى ما شده . امروز هم اصول معاويهاى عامل ديانت را استخدام كرده عليه ديانت ، و نمىشود يك كلمه عليه اصول اموى سخن گفت . به اندازهء اشكى كه در پاى پيراهن عثمان ريختند ، باز مىريزند .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 91 . [ و آن هنگام است كه قريش آرزو مىكند در برابر دنيا و ما فيها يك بار مرا ببينند ، هرچند به قدر كشتن شترى باشد ( لحظاتى اندك ) تا آنچه اينك اندكش را از آنان مىخواهم و به من نمىدهند بپذيرم . ]
( 3 ) . همان . [ وقتى فتنهها رو آورند ، حق و باطل را بهم بياميزند ( و راه تشخيص را ببندند ) و چون پشت كنند و از بين روند ، آگاه كنند و حق را روشن سازند . ]
( 4 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 101 . [ اى مردم به زودى زمانى فرا رسد كه اسلام وارونه شود چنان كه يك ظرف وارونه شود و محتواى آن بريزد ] .
( 5 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 103 . [ و دنيا با لذاتش به كام شما شيرين نيامد . ]
( 6 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 106 . [ چرا شما را اشباحى بىروح مىبينم ؟ ]