سختيها پديدار مىشود . باز تأكيد مىكند مطمئناً از سختى نترس كه سستيها همراه سختيهاست . وقتى اين آيه نازل شد ، چهرهء پيغمبر اكرم از خوشحالى مىدرخشيد ، متحلّل شده بود ، سرخ شده بود : وعدهء خداست ، خدا گفته از سختى نترس . دوباره به من گفته از سختى نترس .
« فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ »
از اين كارت كه فارغ شدى باز خودت را به كار پرمشقت ديگرى مشغول كن كه تو از سختى و مشقت ضرر نديدى و ضرر نخواهى ديد .
« وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ »
. اين را شيعه اينطور تفسير مىكند كه ما اين بار سنگين را به وسيلهء على عليه السلام براى تو سبك كرديم ، على را براى تو كمك فرستاديم ، و شيعه حق دارد اين حرف را بزند و درست هم هست ، يعنى منطق همين طور حكم مىكند .
پيغمبر اكرم در حديثى كه شيعه و سنى هر دو روايت كردهاند و متواتر است ( و سنى هم نمىتواند آن را انكار كند زيرا سنيها بيشتر از شيعه روايت كردهاند ) خطاب به على عليه السلام فرمود : « انْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارونَ مِنْ موسى » تو با من همان نسبت را دارى كه هارون با موسى داشت « الّا انَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى » « 1 » با اين تفاوت كه هارون پيغمبر بود ولى چون بعد از من پيغمبرى نيست ، تو بعد از من پيغمبر نيستى . يعنى همانطور كه خدا تقاضاى موسى بن عمران را مستجاب كرد و برايش در امر تبليغ و هدايت مردم شريك و كمك فرستاد ، على جان ! خدا تو را براى من كمك و معاون فرستاده است . پيغمبر صلى الله عليه و آله خطاب به على عليه السلام فرمود : « انْتَ وَزيرى » . كلمهء « وزير » در اصل لغت به معناى كمك و معاون است . وزراء را كه به اين نام مىخواندند ، چون كمكهاى پادشاهان بودند . اصلًا كلمهء وزير به معنى كمك دهنده است . اين است كه پيغمبر اكرم خطاب به على فرمود :
تو وزير من يعنى كمك من هستى ، همانطور كه هارون وزير موسى يعنى كمك موسى بود .
ببينيد ، درخواستهاى موسى عليه السلام :
« رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي . وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي . وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي . يَفْقَهُوا قَوْلِي . وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي . هارُونَ أَخِي »
صددرصد منطبق است با آنچه كه دربارهء پيغمبر اكرم به صورتِ انجام يافته است :
« أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ . وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ . الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ . وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ . فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً . إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً . فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ . وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ »
. اگر معنى « انْصَبْ » را از مادهء « نَصِبَ »
هامش
( 1 ) . ينابيع المودة ، ج 1 / ص 56 .