عبادت و هنر و خلّاقيت چطور ؟ مىگويد بسيار خوب ، مثل مرد . چيزهايى را شارع حرام كرده كه به زن مربوط است . آنچه را كه حرام نكرده ، بر هيچ كدام حرام نكرده است . اسلام براى زن شخصيت مىخواهد نه ابتذال .
سه گونه تاريخ
بنابراين تاريخ از نظر اينكه در ساختن آن تنها مرد دخالت داشته باشد يا مرد و زن با يكديگر دخالت داشته باشند ، سه گونه مىتواند باشد : يك تاريخ تاريخ مذكّر است ، يعنى تاريخى كه به دست جنس مذكّر به طور مستقيم ساخته شده است و جنس مؤنّث هيچ نقشى در آن ندارد . يك تاريخ تاريخ مذكّر - مؤنّث است اما مذكّر - مؤنّث مختلط ، بدون آنكه مرد در مدار خودش قرار بگيرد و زن در مدار خودش ، يعنى تاريخى كه در آن اين منظومه به هم خورده است ؛ مرد در مدار زن قرار مىگيرد و زن در مدار مرد ، كه ما اگر طرز لباس پوشيدن امروز بعضى از آقا پسرها و دخترخانمها را ببينيم ، مىبينيم كه چطور اينها دارند جاى خودشان را با يكديگر عوض مىكنند . نوع سوم ، تاريخ مذكّر - مؤنّث است كه هم به دست مرد ساخته شده است و هم به دست زن ، ولى مرد ، در مدار خودش و زن در مدار خودش .
ما وقتى به قرآن كريم مراجعه مىكنيم ، مىبينيم تاريخ مذهب و دين آنطور كه قرآن كريم تشريح كرده است يك تاريخ مذكّر - مؤنّث است و به تعبير من يك تاريخ « مذنّث » است يعنى مذكّر و مؤنّث هر دو نقش دارند ، اما نه به صورت اختلاط بلكه به اين صورت كه مرد در مقام و مدار خودش و زن در مقام و مدار خودش .
قرآن كريم مثل اينكه عنايت خاص دارد كه همينطور كه صدّيقين و قدّيسين تاريخ را بيان مىكند ، صدّيقات و قدّيسات تاريخ را هم بيان كند . در داستان آدم و همسر آدم نكتهاى است كه من مكرر در سخنرانيهاى چند سال پيش خود گفتهام و باز يادآورى مىكنم .
فكر غلط مسيحى دربارهء زن
يك فكر بسيار غلط را مسيحيان در تاريخ مذهبى جهان وارد كردند كه واقعاً خيانت بود . در مسألهء زن نداشتن عيسى و ترك ازدواج و مجرّد زيستن كشيشها و كاردينالها كم كم اين فكر پيدا شد كه اساساً زن عنصر گناه و فريب است ، يعنى شيطان