مىخواهد به شما ( ابراهيم پيرمرد و ساره پيرزن ) فرزندى بدهد ، صداى ساره بلند شد ، گفت :
« أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هذا بَعْلِي شَيْخاً »
« 1 » منِ پيرزن با اين شوهر پيرمرد ؟ ! ما سر پيرى مىخواهيم بچهدار بشويم ؟ ! ملائكه در حالى كه مخاطبشان ساره است نه ابراهيم ، گفتند :
« أَ تَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ »
« 2 » ساره ! آيا از بركت الهى و خداوندى به خانوادهء شما تعجب مىكنيد ؟ .
همچنين قرآن وقتى اسم مادر موسى را مىبرد ، مىفرمايد :
« وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ »
ما به مادر موسى وحى فرستاديم كه خودت فرزندت را شير بده ،
« فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ »
« 3 » .
قرآن به داستان مريم كه مىرسد ، بيداد مىكند . پيغمبران در مقابل اين زن مىآيند زانو مىزنند . زكريا وقتى مىآيد مريم را مىبيند ، در حالتى مىبيند كه مريم با نعمتهايى به سر مىبرد كه در تمام آن سرزمين وجود ندارد ؛ تعجب مىكند . قرآن مىگويد درحالىكه مريم در محراب عبادت بود فرشتگان الهى با اين زن سخن مىگفتند :
« إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ »
« 4 » . ملائكه مستقيماً با خودش صحبت مىكردند . مريم مبعوث نبوده و اين را قرآن درست نمىداند كه يك زن را بفرستد ميان زن و مرد . مريم ، بر خلاف شأنش مبعوث نبود ولى از بسيارى از مبعوثها عالىمقامتر بود . بدون شك و شبهه مريمِ غير مبعوث از خود زكريا كه مبعوث بوده ، عالىمقامتر و والامقامتر بود .
قرآن راجع به حضرت صدّيقهء طاهره مىفرمايد :
« إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ »
« 5 » . ديگر كلمهاى بالاتر از « كوثر » نيست . در دنيايى كه زن را شرّ مطلق و عنصر فريب و گناه مىدانستند ، قرآن مىگويد نه تنها خير است بلكه كوثر است يعنى خير وسيع ، يك دنيا خير .
هامش
( 1 ) . هود / 72 .
( 2 ) . هود / 73 .
( 3 ) . قصص / 7 .
( 4 ) . آل عمران / 45 .
( 5 ) . كوثر / 1 .