تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
وجود دارد ديگر برايش وجود ندارد . و در واقع در اين وقت است كه زن به شكل ديگر ملعبهء جامعهء مردان مىشود بدون آنكه در نظر فردى از افراد مردان ، آن عزت و احترامى را كه بايد داشته باشد دارا باشد . جامعهء اروپايى به اين سو مىرود ، يعنى از يك طرف به زن از نظر رشد برخى استعدادهاى انسانى از قبيل علم و اراده شخصيت مىدهد ولى از طرف ديگر ارزش او را از بين مىبرد .

3 . زن ، « شخص گرانبها » و داراى نقش

شكل سومى هم وجود دارد و آن اين است كه زن به صورت يك « شخص گرانبها » دربيايد ، هم شخص باشد و هم گرانبها ؛ يعنى از يك طرف شخصيت روحى و معنوى داشته باشد ، كمالات روحى و انسانى نظير آگاهى داشته باشد « 1 » و از طرف ديگر ، در اجتماع مبتذل نباشد . يعنى آن محدوديت نباشد و آن اختلاط هم نباشد ؛ نه محدوديت و نه اختلاط بلكه حريم . حريم مسأله‌اى است بين محدوديت زن و اختلاط زن و مرد . وقتى كه ما به متن اسلام مراجعه مىكنيم مىبينيم نتيجهء آنچه كه اسلام در مورد زن مىخواهد ، شخصيت است و گرانبها بودن . در پرتو همين شخصيت و گرانبهايى ، عفاف در جامعه مستقر مىشود ، روانها سالم باقى مىمانند ، كانونهاى خانوادگى در جامعه سالم مىمانند و « رشيد » از كار درمىآيد . گران‌بها بودن زن به اين است كه بين او و مرد در حدودى كه اسلام مشخص كرده ، حريم باشد ؛ يعنى اسلام اجازه نمىدهد كه جز كانون خانوادگى ، يعنى صحنهء اجتماع ، صحنهء بهره‌بردارى و التذاذ جنسى مرد از زن باشد چه به صورت نگاه كردن به بدن و اندامش ، چه به صورت لمس كردن بدنش ، چه به صورت استشمام عطر زنانه‌اش و يا شنيدن صداى پايش كه اگر به اصطلاح به صورت مهيّج باشد ، اسلام اجازه نمىدهد . ولى اگر بگوييم علم ، اختيار و اراده ، ايمان و
هامش
( 1 ) . علم و آگاهى يك پايهء شخصيت زن است ، مختار بودن و از خود اراده داشتن ، ارادهء قوى داشتن ، شجاع و دلير بودن يك ركن ديگر شخصيت زن است . خلّاق بودن ركن ديگر شخصيت معنوى هر انسانى از جمله زن است . پرستنده بودن ، با خداى خود به طور مستقيم ارتباط داشتن و مطيع خدا بودن ، حتى روابط معنوى با خدا داشتن در سطح عالى ، در آن سطحى كه انبيا داشته‌اند ، از چيزهايى است كه به زن شخصيت مىدهد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 400 | مرتضى مطهرى