5 . حادثهء كربلا ، تجسم عملى اسلام
قبلًا عرض كردم كه ممكن است از يك جمله انواع استفادهها از جنبههاى مختلف بشود و همه هم درست باشند . حوادث هم چنيناند ، و عرض كردم كه حادثهء كربلا چنين حادثهاى است و حقيقتاً وقتى خودم از روى فكر و حقيقت راجع به اين حادثه تأمل مىكنم مىبينم همينطور است ، و هرچه انسان بيشتر تأمل و تعمق مىكند آموزشهاى جديدى پيدا مىشود . ديشب عرض كردم كه اين حادثه حادثهاى است شبيهپذير و نمايشپذير ، داراى سوژههاى بسيار زياد كه گويى آن را براى نشان دادن تهيه كردهاند . اكنون عرض مىكنم كه اين جنبهء حادثهء كربلا راز ديگرى دارد . ( اينكه من تعبير به « حادثه » مىكنم نه به قيام و يا نهضت ، براى اين است كه كلمهء قيام يا نهضت ، آنچنان كه بايد ، نشان دهندهء عظمت اين قضيه نيست ، و كلمهاى هم پيدا نكردم كه بتواند اين عظمت را نشان بدهد . از اين جهت ، مطلب را با يك تعبير خيلى كلى بيان مىكنم ، مىگويم حادثهء كربلا ؛ نمىگويم قيام ، چون بيش از قيام است ؛ نمىگويم نهضت ، چون بيش از نهضت است . ) آن راز اين است كه اساساً خود اين حادثه ، تمام اين حادثه تجسم اسلام است در همهء ابعاد و جنبهها ؛ يعنى راز اينكه اين حادثه نمايشپذير و شبيهپذير است ، اين است كه تجسم فكر و ايدهء چند جانبه و چند وجه و چند بعد اسلامى است ؛ همهء اصول و جنبههاى اسلامى