تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
از راه حق منحرف نمىشوند .
« وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ »
« 1 » و از احدى جز خدا بيم ندارند . اين ديگر شرطى است كه خيلى جايش خالى است .

نقشى جز رسالت براى خود قائل نبودن

مسألهء ديگر در مورد روش تبليغى پيامبران اين است كه آنها مىگفتند ما نقشى جز رسالت نداريم ، ما خلق خدا و رسول خدا و پيام‌آور خدا هستيم . پيغمبران نمىآمدند سند بهشت و جهنم امضا كنند همان گونه كه كشيشها از اين كارها مىكردند و شايد هنوز هم مىكنند ، كارهايى از اين قبيل كه سند به دست كسى بدهند و به او بگويند تو با اين سند خيالت جمع باشد كه من اين قدر از بهشت را براى تو تضمين كردم ! با اينكه از نظر رسالت خودشان و كليت آن كوچكترين ترديدى به خود راه نمىدادند و مسائل را به طور كلى مىگفتند ، ولى در جواب سؤالاتى نظير « عاقبت من چگونه است ؟ » مىگفتند خدا عالم است ، چه مىدانم ؛ از بواطنْ خدا عالم است ، اينكه عاقبت تو به كجا منتهى مىشود خدا خودش بهتر مىداند . دربارهء جناب عثمان بن مظعون ، صحابهء بسيار بزرگوار رسول خدا ، نوشته‌اند كه بعد از آنكه رسول اكرم به مدينه هجرت كردند او جزء مهاجرين بود . وى اولين كسى بود كه در مدينه وفات كرد و رسول اكرم دستور دادند كه او را در بقيع دفع كنند و بقيع را از همان روز قبرستان قرار دادند . همين جناب عثمان بن مظعون است كه در سمت شرق بقيع مدفون است و مرد بسيار بزرگوارى است و رسول اكرم به او خيلى اظهار علاقه مىكردند و همه اين را مىدانستند . امير المؤمنين در نهج البلاغه مىفرمايد : « كانَ لى فيما مَضى اخٌ فِى اللَّهِ وَ كانَ يُعَظِّمُهُ فى عَيْنى صِغَرُ الدُّنْيا فى عَيْنِهِ » « 2 » يعنى در گذشته يك برادر دينى داشتم كه در راه حق بود و آنچه كه او را در چشم من بزرگ مىكرد اين بود كه تمام دنيا در نظر او كوچك بود . شارحان نهج البلاغه گفته‌اند مقصود امير المؤمنين عثمان بن مظعون است . يكى از پسران امير المؤمنين اسمش عثمان است . وقتى متولد شد ، امير المؤمنين فرمود : من مىخواهم اسم اين را به نام برادرم عثمان بن مظعون بگذارم ؛ مىخواست يادآور عثمان بن مظعون باشد .
هامش
( 1 ) . احزاب / 39 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، حكمت 281 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 357 | مرتضى مطهرى