جنبهاش بحث كرديم كه اين عنصر چه اندازه تأثير داشته است ، محرّك و باعث بوده است ، انگيزهء حسينى بوده است . ولى غير از اين ، مطلب ديگرى هم هست و آن اينكه در اين نهضت چقدر امر به معروف و نهى از منكر عملًا صورت گرفت ؟ وجود مقدس حسين بن على عليه السلام [ در اين نهضت عملًا يك آمر به معروف و ناهى از منكر بود ] و از او بيشتر ، بعد از شهادت أبا عبد اللَّه عليه السلام اهل بيت بزرگوار آن حضرت ، از بعد از روز عاشورا ، از همان روز يازدهم و حد اقل از روز دوازدهم به عنوان يك گروه امر به معروف و نهى از منكر درآمدند و تا پايان اين ماجرا هر جا كه بودند امر به معروف و نهى از منكر كردند . آنها هرگز به صورت يك جمعيت شكست خورده درنيامدند . آنها هم مثل خود أبا عبد اللَّه ، پايان كار را زنده ماندن يا كشته شدن نمىدانستند كه بگويند مطلب اين بود كه حسين زنده بماند و به خلافت برسد يا حد اقل در گوشهاى برود زندگى كند ، پس حالا كه حسين كشته شد مطلب تمام شد ؛ نه ، آنها دنبال همان هدف حسينى بودند . كشته شدن أبا عبد اللَّه ، از يك نظر براى آنها آغاز كار بود نه پايان كار . و چقدر زيبا و جالب توجه است وضع اهل بيت پيغمبر ! و راستى وقتى انسان اينها را تجزيه و تحليل مىكند ، در مقابل اين عظمت و زيبايى ، در مقابل اين قوّت ، در مقابل اين قدرت روح ، در مقابل اينهمه ايمان و يقين ، در مقابل اينهمه شجاعت روحى غرق در حيرت مىشود و جز اينكه در مقابل آنها سر تعظيم فرود آورد كار ديگرى نمىتواند بكند . تا آخرين لحظه تبليغ كردند ، نهى از منكر و امر به معروف كردند ، دعوت به اسلام كردند . محبت و بلكه معرفت على عليه السلام و اهل بيت پيغمبر اساساً در همهء شام وجود نداشت ؛ يعنى كسى آنها را نمىشناخت ، و اگر هم مىشناختند به صورتهاى بسيار زشتى مىشناختند . ولى ببينيد اهل بيت پيغمبر چه كردند ؟ ! فقط يك نمونهاش را عرض مىكنم و بعد وارد مطالب ديگرى مىشوم .
وارد شدن زينب ( سلام اللَّه عليها ) به مجلس ابن زياد
مىدانيم كه روز عاشورا وضع به چه منوال بود ، و شب يازدهم را اهل بيت پيغمبر چگونه برگزار كردند . روز يازدهم جلّادهاى ابن زياد مىآيند اهل بيت را سوار شترهاى بىجهاز مىكنند و حركت مىدهند ، و اينها شب دوازدهم را شايد تا صبح يكسره با كمال ناراحتى روحى و جسمى طى طريق مىكنند . فردا صبح نزديك دروازهء كوفه مىرسند . دشمن مهلت نمىدهد . همان روز پيش از ظهر اينها را وارد شهر