تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
على عليه السلام خطابهء معروفى را كه مورخين معتبرى امثال طبرى نقل كرده‌اند ، ايراد و در آن به سخن پيغمبر تمسّك مىكند ، به اصل امر به معروف و نهى از منكر تمسّك مىكند : ايُّهَا النّاسُ ! مَنْ رَأى سُلْطاناً جائِراً مُسْتَحِلًّا لِحَرامِ اللَّهِ ، ناكِثاً لِعَهْدِ اللَّه ، مُسْتَأْثِراً لِفَىْءِ ءِ اللَّهِ ، مُعْتَدِياً لِحُدودِ اللَّهِ ، فَلَمْ يُغَيِّرْ عَلَيْهِ بِقَوْلٍ وَ لا فِعْلٍ كانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ انْ يُدْخِلَهُ مُدْخَلَهُ . أَلا وَ انَّ هؤُلاءِ الْقَوْمَ قَدْ احَلّوا حَرامَ اللَّهِ وَ حَرَّموا حَلالَهُ وَ اسْتَأْثَروا فَيْءَ اللَّهِ « 1 » . يك صغرا و كبراى بسيار كامل مىچيند . طبق قانون معروف ، اول يك كبراى كلى را ذكر مىكند : أيّها النّاس ! پيغمبر فرمود : هرگاه كسى حكومت ظالم و جائرى را ببيند كه قانون خدا را عوض مىكند ، حلال را حرام و حرام را حلال مىكند ، بيت المال مسلمين را به ميل شخصى مصرف مىكند ، حدود الهى را بر هم مىزند ، خون مردم مسلمان را محترم نمىشمارد ، و در چنين شرايطى ساكت بنشيند ، سزاوار است خدا ( حقّاً خدا چنين مىكند ، يعنى در علوم الهى ثابت است ) چنين ساكتى را به جاى چنان جائر و جابرى ببرد . بعد صغراى مطلب را ذكر مىكند : « انَّ هؤُلاءِ الْقَوْمَ . . . » اينها كه امروز حكومت مىكنند ( آل اميّه ) همين‌طور هستند . آيا نمىبينيد حرامها را حلال كردند و حلالها را حرام ؟ آيا حدود الهى را بهم نزدند ، قانون الهى را عوض نكردند ؟ آيا بيت المال مسلمين را در اختيار شخصى خودشان قرار ندادند و مانند مال شخصى و براى شخص خودشان مصرف نمىكنند ؟ بنابراين هركس كه در اين شرايط ساكت بماند ، مانند آنهاست . بعد تطبيق به شخص خود كرد : « وَ انَا احَقُّ مِنْ غَيْرٍ » من از تمام افراد ديگر براى اينكه دستور جدّم را عملى كنم ، شايسته ترم . وقتى انسان حسين را با اين صفات و خصايل مىشناسد ، مىبيند حق است و سزاوار است كه نام او تا ابد زنده بماند ، چون حسين مال خود نبود ، خودش را فداى انسان كرد ، فداى اجتماع انسانى كرد ، فداى مقدسات بشر كرد ، فداى توحيد كرد ، فداى عدالت كرد ، فداى انسانيت كرد . از اين جهت ، افراد بشر همه او را دوست مىدارند . وقتى انسان ، ديگرى را مىبيند كه در او هيچ چيزى از خودِ فردى وجود
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 / ص 304 .