قائل نيست ، هرچه هست خدا و ارادهء اوست ، اساساً انسان در اين زمينه كارهاى نيست ، بنابراين مسئوليت و تعهدى هم ندارد .
اين ، افتراى محض است . اتفاقاً قرآن يهوديها را به همين جرم محكوم مىكند . وقتى موسى به آنها گفت :
« يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ »
« 1 » به موسى گفتند :
« فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ »
« 2 » موسى ! ما بر جاى خود نشستهايم ، تو و خدا برويد بجنگيد و دشمن را از سرزمين ما خارج كنيد ، بعد ما وارد مىشويم ! .
در جنگ بدر وقتى پيغمبر اكرم با اصحاب خود مشورت مىكرد ، فرمود : شما چه نظرى داريد ؟ حال كه كاروان فرار كرده است آيا به استقبال دشمن برويم يا به مدينه برگرديم ؟ هركس اظهار نظرى كرد . ابو ذر غفارى يا مقداد كِنْدى ، يكى از اين دو بزرگوار گفت : يا رسولَ اللَّه ! ما كه مثل بنى اسرائيل نمىگوييم
« فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ »
تو و خدا برويد انجام بدهيد ، ما وظيفهاى نداريم . ما مىگوييم : هرچه تو فرمان بدهى همان است ؛ اگر بگويى خودتان را به دريا بريزيد مىريزيم ، بگويى آتش بزنيد مىزنيم .
دو نوع مسئوليت :
1 . مسئوليت فرد از نظر شخص خود
بعلاوه اين قرآن است كه در موضوع آزادى انسان و مسئوليت و تعهد شخصى او در برابر خود و تكليفش فرياد مىزند :
« إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً »
« 3 » ، «
وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ »
« 4 » ،
« وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً »
« 5 » . آيات زيادى در قرآن است كه در آنها عبارت
« فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ »
« 6 » آمده است . قرآن منزّه بودن خداوند را از اينكه ما شرور و مفاسد را به او نسبت دهيم ، مكرر ياد مىكند :
« ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ »
« 7 » اگر مردمى بدبخت و بيچاره
هامش
( 1 ) . مائده / 21 .
( 2 ) . مائده / 24 .
( 3 ) . دهر / 3 .
( 4 ) . بلد / 10 .
( 5 ) . اسرى / 19 .
( 6 ) . شورى / 30 .
( 7 ) . نحل / 118 .