شدند ، ما به آنها ستم نكرديم ، خودشان به خودشان ستم كردند .
2 . مسئوليت فرد از نظر اجتماع
مطلب ديگرى كه درست نقطهء مقابل سخن اين افترابندها و دروغگوهاست ، اين است كه در اسلام مسألهاى وجود دارد كه در ملتهاى ديگر امروز دنيا به صورت يك قانون دينى وجود ندارد ( البته نمىگويم پيغمبران سلف نداشتهاند ) و آن اين است كه اسلام نه تنها فرد را براى خود و در مقابل خداوند از نظر شخص خود مسئول و متعهد مىداند ، بلكه فرد را از نظر اجتماع هم مسئول و متعهد مىداند . امر به معروف و نهى از منكر همين است كه اى انسان ! تو تنها از نظر شخصى و فردى در برابر ذات پروردگار مسئول و متعهد نيستى ، تو در مقابل اجتماع خود هم مسئوليت و تعهد دارى . آيا مىتوان گفت چنين دينى دين قضا و قدرى است ؟ البته قضا و قدرى به مفهومى كه آنها مىگويند كه كارها را خدا بايد انجام دهد و بشر از اين جريان و مسير خارج است و مسئوليتى ندارد ، آنچنان قضا و قدرى كه از بشر نفى و سلب آزادى و مسئوليت و تعهد مىكند . قرآن چنين قضا و قدرى را نمىپذيرد .
آيا شما در اين زمينه جملهاى بالاتر از آن آيهء كوچك - كه با تفاوت مختصرى در دو جاى قرآن آمده است - پيدا مىكنيد :
« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
« 1 » .
اين آيه آب بسيار صاف و پاكى است كه بر سر منتظرها ، آنهايى كه به انتظار هستند كه هميشه خدا از يك راه غير عادى كارها را درست كند ، مىريزد . انتظار بيهوده نكشيد . « انَّ » يعنى تحقيقاً مطلب اين است . تحقق و واقعيت اين است كه هرگز خداوند اوضاع و احوال را به سود مردم عوض نمىكند
« حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
مگر وقتى كه خود آن مردم آنچه مربوط به خودشان است ، آنچه كه در خودشان هست : اخلاق ، روحيه ، ملكات ، جهت ، نيات و بالأخره خودشان را عوض كنند . آيا شما مىتوانيد صريحتر از اين ، مسئوليت پيدا كنيد ؟ آن هم مسئوليت در برابر يك اجتماع ، يعنى اجتماع را براى مسئوليت مخاطب قرار بدهد .
در آيهء ديگر كه سرنوشت يكى از امم فاسد گذشته را ذكر مىكند ، مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . رعد / 11 .