مربوط به روح ، اخلاق و خصوصياتى كه در دست و عملشان است ، عوض شود . نه ، مىفرمايد :
« يُغَيِّرُوا »
تا خودشان به ابتكار و دست خود و استقلال فكرى خويش اقدام نكنند وضعشان عوض نمىشود . يعنى اگر ملت ديگرى بيايد و بخواهد به قهر و جبر ، اوضاع و احوال مردمى را عوض كند ، مادامىكه خود آن مردم تصميم نگرفتهاند ، مادامىكه خود آن مردم ابتكار به خرج ندادهاند ، مادامىكه خود آن مردم استقلال فكرى پيدا نكردهاند ، وضع آنها به سامان نمىرسد .
اى مردم ! انتظار نداشته باشيد ديگران از خارج بيايند وضع شما را سروسامان دهند . ملتى كه بخواهد مستشار خارجى برايش تصميم بگيرد ، تا ابد آدم نخواهد شد چون او
« يُغَيِّرُوا »
نيست ؛ بايد
« يُغَيِّرُوا »
باشد ، بايد ابتكار و فكر و نقشه داشته باشد ، بايد خودش شخصاً براى خود تصميم بگيرد و انتخاب كند . هر وقت ملتى رسيد به جايى كه خودش براى خودش تصميم گرفت و خودش راه خود را انتخاب كرد و خودش در كار خود ابتكار به خرج داد ، چنين ملتى مىتواند انتظار رحمت و تأييد الهى را داشته باشد ، انتظار آن چيزهايى كه قرآن نام مىبرد : فيضهاى الهى ، اعانتهاى الهى ، نصرتهاى الهى . اگر انتظار بيهوده داشتن كار صحيحى بود و انسان مىخواست فقط به شخص خود اتكا كند ، حسين بن على عليه السلام شايستهتر از هركس بود كه منتظر بنشيند تا خدا رحمت خود را بر او و امت او نازل كند . چرا نكرد ؟ حسين مىخواست
« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
باشد ، مىخواست ابتكار را به دست گيرد ، دست به تغييرى در اوضاع اجتماع بزند ، همان تعبيرى كه خودش از پيغمبر اكرم به كار مىبرد :
« فَلَمْ يُغَيِّرْ عَلَيْهِ بِفِعْلٍ وَ لا قَوْلٍ كانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ انْ يُدْخِلَهُ مُدْخَلَهُ » . .
چگونه عوض كند ؟ چه تصميماتى بگيرد ؟ كارهاى ساده را ما هم بلديم انجام دهيم . خوب شدنها در سطح مسائل ساده كار همه است . مثلًا اسلام توصيه كرده است كه به زيارت حاجى برويد . خوب ، ما مىرويم ، چايى مىخوريم ، گزى مىخوريم و بلند مىشويم مىآييم . [ يا توصيه كرده است ] تشييع جنازه كنيد ، در مجلس ختم شركت كنيد . اينها كارهاى آسان اسلام است . اين كارهاى ساده از عهدهء هر كسى برمىآيد . اسلام هميشه با اين كارها اداره نمىشود . موقعى هم مىرسد كه بايد مثل حسين بن على عليه السلام برخاست و حركت كرد ، قيامى كرد كه نه تنها جامعهء آن روز اسلامى را تكان بدهد بلكه موجش پنج سال بعد به يك شكل اثر كند ، ده سال بعد به شكل ديگرى اثر بخشد ، سى سال بعد به شكل ديگرى ، شصت سال بعد به شكل