بر درِ ارباب بىمروّت دنيا * چند نشينى كه خواجه كى بدر آيد
آن وقت مثل يك برده و بنده ، هرچه التماس كنيد كسى جوابتان را نخواهد داد . معنى بسيار لطيفى است . ما چنين اصل قطعى در اسلام داريم و وجود مقدس أبا عبد اللَّه عليه السّلام به اين اصل استناد كرده است و چنين مىفهماند كه فرضاً مردم كوفه مرا دعوت نمىكردند ، فرضاً دستگاه يزيد از من بيعت نمىخواست ، من به موجب اصل امر به معروف و نهى از منكر ساكت نمىنشستم .
امر به معروف و نهى از منكر در قرآن
لازم است بحث بيشترى دربارهء خود اين اصل بكنيم . اساساً مورد احتياج ماست كه اين اصل را بشناسيم ، اصلى كه پيغمبر اسلام اينچنين بر آن تكيه مىكند ، اصلى كه اگر تنها به قرآن مراجعه كنيم و به احاديث نبوى و ائمّهء اطهار توجهى نكنيم ، به فقه اسلام - كه از صدر اسلام يكى از كتابهاى فقهى ، يكى از ابواب فقهى « باب الامر بالمعروف و النّهى عن المنكر » است « 1 » - مراجعه نكنيم ، فقط خود قرآن را در نظر بگيريم ، متوجه مىشويم كه اين موضوع در اين كتاب مقدس آسمانى چقدر تكرار شده است و چه اندازه بدبختى ملل گذشته را مستند مىكند به اينكه امر به معروف و نهى از منكر نداشتهاند :
« فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ »
« 2 » چرا در نسلهاى گذشته يك عده مردم صاحب مايه ( مايهء عقلى ، فكرى ، روحى ) نبودند كه با فسادها مبارزه كنند تا در نتيجه اين ملتها در اثر فسادها تباه نشوند ، منقرض و هلاك نشوند ؟ دربارهء قوم ديگر مىفرمايد :
« كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ »
« 3 » اينها بدبخت و بيچاره شدند ، به هلاكت رسيدند ، از ميان رفتند ، چرا ؟ چون نهى از منكر نمىكردند ، با فساد مبارزه نمىكردند و بسيار بد مىكردند .
خطاب به مسلمانان مىفرمايد :
« وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ
هامش
( 1 ) . يعنى همانطور كه كتاب الزكاة ، كتاب الصيام ، كتاب الحج ، كتاب الجهاد در باب عبادات داريم ، كتاب البيع ، كتاب الاجاره در معاملات داريم ، كتاب الطلاق ، كتاب الارث ، كتاب الدّيات و كتاب الحدود و القصاص داريم ، كتاب الامر بالمعروف و النهى عن المنكر نيز داريم .
( 2 ) . هود / 116 .
( 3 ) . مائده / 79 .