اما به موجب عامل سوم ، حسين يك مرد معترض و منتقد است ، مردى است انقلابى و قيامكننده ، يك مرد مثبت است . ديگر انگيزهء ديگرى لازم نيست . همه جا را فساد گرفته ، حلال خدا حرام ، و حرام خدا حلال شده است ، بيت المال مسلمين در اختيار افراد ناشايسته قرار گرفته و در غير راه رضاى خدا مصرف مىشود و پيغمبر اكرم فرمود : هركس چنين اوضاع و احوالى را ببيند « فَلَمْ يُغَيِّرْ عَلَيْهِ بِفِعْلٍ وَ لا قَوْلٍ » و درصدد دگرگونى آن نباشد ، در مقام اعتراض برنيايد « كانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ انْ يُدْخِلَهُ مُدْخَلَهُ » « 1 » شايسته است ( ثابت است در قانون الهى ) كه خدا چنين كسى را به آنجا ببرد كه ظالمان ، جابران ، ستمكاران و تغييردهندگان دين خدا مىروند ، و سرنوشت مشترك با آنها دارد . به گفتهء جدّش استناد مىكند كه در چنين شرايطى كسى كه مىداند و مىفهمد و اعتراض نمىكند ، با جامعهء گنهكار خود سرنوشت مشترك دارد . تنها اين حديث نيست ، احاديث ديگرى از شخص پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در اين زمينه هست .
حديثى داريم كه امام رضا عليه السلام از پيغمبر اكرم نقل مىكند و آن اين است : « اذا تَواكَلَتِ النّاسُ الْامْرَ بِالْمَعْروفِ وَ النَّهْي عَنِ الْمُنْكَرِ » هرگاه مردم امر به معروف و نهى از منكر را به عهدهء همديگر بگذارند ( يعنى هركس سكوت كند به انتظار اينكه ديگرى امر به معروف و نهى از منكر كند و در نتيجه هيچ كس قيام نكند ) « فَلْيَأْذَنوا بِوِقاعٍ مِنَ اللَّهِ » « 2 » پس براى عذاب الهى منتظر و آماده باشند . چه عذابى ؟ سنگ از آسمان بيايد ؟ نه ، عذاب الهى در آيهء قرآن چنين تفسير شده است :
قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَ يُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ
« 3 » .
( از عذاب خدا بترسيد ) بگو خدا قادر است كه از بالاى سر شما بر شما عذاب بفرستد يا از زير پاى شما عذاب را بجوشاند يا شما را دسته دسته كند ، يا اينكه زيان خود شما را به خود شما برساند ( يعنى خودتان را به جان يكديگر بيندازد ) .
اهل بيت در روايات خود چنين معنى مىكنند : عذاب بالاى سر يعنى شما از
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 / ص 304 .
( 2 ) . فروع كافى ، ج 5 / ص 59 .
( 3 ) . انعام 65 .