تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
فِعْلَة . در الفيّهء ابن مالك آمده است :
وَ فَعْلَةٌ لِمَرَّةٍ كَجَلْسَة * وَ فِعْلَةٌ لِهَيْئَةٍ كَجِلْسَة
عرب اگر چيزى را بر وزن فَعله گفت يعنى عملى را يك بار انجام دادن ، و اگر بر وزن فِعله گفت يعنى عملى را به گونه‌اى خاص انجام دادن . يعنى در لفظ فِعله ، گونهء خاص خوابيده است . كلمهء « سيره » از مادّهء « سِير » است . سير يعنى حركت ، ولى سيره يعنى حركت به گونهء خاص ، حركت به روش خاص . رهبر كسى است كه مردم را به دنبال خودش حركت مىدهد . حال ممكن است يك رهبر هم پيدا بشود كه مردم را ساكن نگاه دارد ؛ او ديگر رهبر نيست . همهء رهبران ، امتها و ملتها را به حركت درمىآورند ، ولى بحث در نحوه و گونهء حركت ، شكل و تاكتيك حركت است . پيغمبر اكرم شئون و مناصب مختلفى از جانب خدا دارد . او نبى و رسول است ، يعنى پيام خدا را مىرساند . پيغمبر از آن نظر كه پيام خدا را مىرساند ، جز يك پيام رسان چيز ديگرى نيست . آيهء قرآن بر قلب مباركش نازل مىشود ، بر مردم تلاوت مىكند
( هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ )
« 1 » . يك شأن پيامبر ، شأن يك مبلّغ و شأن يك معلم است . دستورات خدا را به مردم ابلاغ مىكند و به آنها آنچه را كه نمىدانند تعليم مىكند . فقها و مبلّغان امت ، وارث اين شأن پيغمبرند ؛ يعنى فقيه اگر خودش را جانشين پيغمبر مىداند ، فقط در اين خصلت است . او مىگويد پيغمبر احكامى از ناحيهء خدا آورده و من مىخواهم ببينم آنها چيست تا براى مردم كه هيچ نمىدانند ، بيان كنم . شأن ديگر پيامبر كه آن هم شأن الهى است و خدا بايد معين كند ، اين است : مردم در مسائل حقوقى با يكديگر اختلاف پيدا مىكنند ، يا در مسائل جزايى و جنايى ميان مردم مشاجره واقع مىشود و كار به داورى مىكشد . بايد علاوه بر قانون ، افرادى باشند كه در ميان مردم داورى كنند ، يعنى خصومات را قطع و فصل كنند . اين شأن را مىگويند : « قضاء » كه ما معمولًا مىگوييم : « قضاوت » . شأن قضاء يعنى قاضى بودن يكى از مقدسترين شئون است . از نظر اسلام ، قاضى بايد فقيه و مجتهد و نيز عادل مسلّم العدالة باشد . يكى از حرامترين كارها اين است كه انسان شغل قضاء را داشته
هامش
( 1 ) . جمعه / 2 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 171 | مرتضى مطهرى