تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
شما ببينيد يك كتاب در دنيا پيدا مىكنيد كه يك لقبى به زبان عربى به امام داده باشند كه مفهوم بيمار را برساند ؟ من نمىدانم چطور شده كه ما فارسى زبانها اين لقب را به امام داده‌ايم ؟ ! البته علتش معلوم است . امام زين العابدين تنها در ايام حادثهء عاشورا - بگويم من الاتفاق ، بگويم تقدير الهى بود براى اينكه امام زنده بماند و نسل امام حسين از اين طريق محفوظ بماند - بيمار بودند و همان بيمارى ايّام عاشورا سبب نجات ايشان شد . چند بار تصميم گرفتند امام را بكشند ، چون بيمارى ايشان در آن وقت شديد بود ، گفتند : « انَّهُ لِما بِهِ » « 1 » يعنى اين كه دارد مىميرد ، چرا ديگر او را بكشيم ؟ كيست در دنيا كه در عمرش بيمار نشود ؟ هر كسى در عمرش يك بار ، دو بار بيمار مىشود . ديگر در غير اين چند روز شما ببينيد يك جا نوشته‌اند كه امام زين العابدين بيمار بود ؟ ولى ما امام زين العابدين را يك آدم بيمارِ مريضِ زردرنگِ تبِ لازمى [ تصور كرده‌ايم ] كه هميشه عصا به دستش است و [ با ] كمر خم دارد راه مىرود و آه مىكشد . آن وقت مىگوييم امام چهارم ما هم هست . همين دروغ و تحريف سبب شده است كه بسيارى از اشخاص آه بكشند ، ناله كنند ، خودشان را به موش‌مردگى بزنند و مردم از آنها احترام كنند ، بگويند ببين آقا را ! درست امام زين العابدين بيمار ! اين تحريف است . امام زين العابدين با امام حسين هيچ فرق نداشته است ، با امام باقر از نظر مزاج و بنيه هيچ فرق نداشت . امام چهل سال بعد از حادثهء كربلا زنده بود و مثل همه سالم بود . با امام صادق فرقى نداشته است . چرا ما بگوييم « امام زين العابدين بيمار » ؟ ! . خدا رحمت كند مرحوم آيتى ( رضوان اللّه عليه ) را كه يك گوهر گرانبهايى بود از دست ما رفت . اين مرد بزرگ در پنج شش سال پيش در انجمن ماهانهء دينى يك جلسه‌اى راجع به راه و رسم تبليغ بحث كرد كه در جلد دوم گفتار ماه چاپ شده است . در آنجا ايشان همين موضوع را جزء مسائلش طرح كرد . البته مختصر طرح كرد و رد شد ، گفت همين چه حرفى است كه ما به امام زين العابدين نسبت بيمارى مىدهيم ؟ يك لقب به امام داده‌ايم كه هركس بشنود خيال مىكند امام يك مردى بوده در تمام عمر بيمار . بعد يك قضيهء جالبى نقل كرد . گفت كه همين چندى پيش يكى از مجلات را مىخواندم كه در آن مجله نويسندهء مقاله‌اى از وضع دولت و كارمندان دولت انتقاد كرده بود . اين‌طور انتقاد كرده بود كه اغلب كارمندان دولت و متصديان امور يا افراد
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 45 / ص 61 .