آيين ، مسلك ، آفت مخصوص به خود دارد : « تحريف » كه به وسيلهء دو صنف از آن سه صنفى كه پيغمبر اكرم فرمود ايجاد مىشود ، يكى فقيه فاجر ، عالم بدعمل فاسق ، و ديگرى مقدس نادان . تحريف آفت دين است ، دين را مىخورد . دين را كه كرم خاردار نمىتواند از ميان ببرد ، دين را كه سن و ملخ از ميان نمىبرد . دين را تحريف از ميان مىبرد ، چون موضوع را عوض مىكند ، مردم به نام حقيقت آن را مىپذيرند اما نتيجهء معكوس مىگيرند .
شما ببينيد على عليه السلام ، شخصيتى به اين عظمت ، در نظر بعضى از ما مردم يك شخصيت تحريفشدهء عجيبى است . بعضى از مردم على را فقط و فقط به پهلوانى مىشناسند و بس . و گاهى من نمىدانم به وسيلهء چه اشخاصى - حتماً به وسيلهء اشخاص بسيار مغرضى - يك عكسهايى از على عليه السلام منتشر مىشود ، يك شمشيرى كه مثل زبان مار دو تا زبانه دارد ، بازوهايى ، قيافهاى كه انسان نمىفهمد آخر اينها از كجا [ گرفته شده است ؟ ] اولًا عكس و مجسمهء على عليه السلام و پيغمبر صلى الله عليه و آله قطعاً در دنيا نبوده است . مىآيند مىگويند در فلان موزهاى كه در پاريس است پيدا شد . اولًا چون اسلام جلو اينها را گرفته بود براى اينكه مبارزه با انسانپرستى كرده باشد ، خود مسلمانها چنين كارى نكردند . اين دنياى اروپايى كه شما امروز مىبينيد اينطور در تمدن ترقى كردهاند ، آن زمانها از وحشى ترين ملتهاى دنيا بودند . عكس على كجا بود كه كسى بردارد ، نقاشى على كجا بود كه كسى بردارد ؟ يك قيافههاى عجيب ، كه انسان هيچ باور نمىكند اين همان على عابد است ، اين همان على است كه شبها از خوف خدا مىگريسته است ؛ چون سيماى يك عابد ، سيماى يك متهجد ، سيماى يك كسى كه شبها استغفار مىكرده است ، سيماى يك حكيم ، سيماى يك قاضى ، سيماى يك اديب يك جور ديگر است . هر يك از بزرگان دين را كه ما در نظر بگيريم سيما و چهرهاى كه براى آنها ترسيم مىكنند غير از آن چيزى است كه بوده است .
تحريف مخصوص ما ايرانيها
يك چيزى كه مخصوص ما ايرانيهاست من عرض مىكنم [ و آن اين است كه مىگوييم ] « امام زين العابدين بيمار » . شما در غير زبان فارسى در جاى ديگر اين كلمهء « بيمار » را دنبال اسم امام زين العابدين نمىبينيد . مثلًا در زبان عربى . ايشان القاب زيادى دارند . « السّجاد » يكى از القابشان است ، « ذو الثَّفَنات » يكى از القابشان است .