مىكند ، در عين حال از همين عوام در قرآن انتقاد مىكند و اينها را مسئول مىشناسد ) سؤال مىكند علماى يهود مسئول بودند درست ، عوام ديگر چه مسئوليتى دارند ؟ اينها ديگر عوام بودنشان عذرشان است . حديث مفصل است . امام فرمود : خير ، اينطور نيست ؛ بله ، يك مسائلى هست كه احتياج به درس خواندن دارد ، فقط درسخواندهها آنها را درك مىكنند ، درس ناخواندهها درك نمىكنند . در اينجا مىتوان گفت كه عوام مسئول نيستند چون درس خوانده نيستند ، گواينكه گاهى عوام مسئوليتشان اين است كه چرا درس نمىخوانند . آن هم خودش يك منطقى است .
احياناً اگر عوام مسئوليت نداشته باشند ، در مسائلى است كه احتياج به تحصيل و درس و كتاب و معلم دارد . اين شخص ، معلم نديده ، مدرسه نديده ، كتاب نخوانده است ، چرا مسئول باشد ؟ فرمود اما بعضى از مسائل است كه بشر به فطرت سليم آن را درك مىكند . اين ديگر مدرسه و كتاب و معلم نمىخواهد ، ديپلم داشتن - به تعبير من - نمىخواهد ، سلامت عقل كافى است . بعد امام مثال زد ، فرمود اينكه يك عالمى مردم را به زهد و تقوا دعوت كند ولى همان كه مردم را به زهد و تقوا دعوت مىكند خودش بر خلاف زهد و تقوا عمل كند ، توبه فرما باشد اما توبه فرمايان خود توبه كمتر كنند ، و مردم عوام هم اينها را ببينند كه مىگويند و بر ضد گفتهء خودشان عمل مىكنند ، آيا اين آدم بايد درس خوانده و معلم ديده باشد و كلاس طى كرده باشد تا بفهمد كه يك چنين آدمى لايق پيروى نيست ؟ عوام يهود اينها را به چشم خودشان مىديدند و به عقل خودشان درك مىكردند ، « وَ اضْطُرّوا بِمَعارِفِ قُلوبِهِمْ » با يك معرفت فكرى اين را درك مىكردند كه از چنين كسانى نبايد پيروى كرد ، مع ذلك پيروى مىكردند ، پس مسئولند .
پس يك سلسله مسائل است كه احتياج به درس خواندن ندارد ، هر گونه درسى .
به قول معروف خط سياه و سفيد خواندن نمىخواهد ، عربى دانستن نمىخواهد ، فارسى دانستن هم نمىخواهد ، صرف و نحو نمىخواهد ، فقه و اصول نمىخواهد ، منطق و فلسفه نمىخواهد ، فطرت سليم مىخواهد و فطرت سليم را هم همه دارند ، فطرتشان درك مىكند . در آن گونه مسائل شما چه مىگوييد ؟ پيغمبر اكرم جملهاى دارد كه از پخته ترين جملههاست ، چون از فطرى ترين جملههاست . فرمود : « انَّمَا الْاعْمالُ بِالنِّيّاتِ وَ انَّما لِكُلِّ امْرِئٍ ما نَوى » « 1 » عمل بستگى به قصد و نيت دارد . اگر شما كارى
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 70 / ص 225 .