اين پيغمبر نيست ؟ گفت : آرى . مگر ما مسلمين نيستيم ؟ مگر اينها مشركين نيستند ؟
آرى . پس اين وضع چيست ؟ ! پيغمبر قبلًا در عالم رؤيا ديده بود كه با مسلمانها وارد مكه مىشوند و مكه را فتح مىكنند ، و اين رؤيا را براى مسلمين نقل كرده بود . آمدند گفتند : مگر شما خواب نديده بوديد كه ما وارد مكه مىشويم ؟ فرمود : آرى . پس چطور شد ؟ چرا اين خوابت تعبير نشد ؟ فرمود : من كه در خواب نديدم و به شما هم نگفتم كه امسال وارد مكه مىشويم ، من خواب ديدم و خواب من هم راست است و ما هم وارد مكه خواهيم شد . گفتند : پس اين چه قراردادى است كه اگر از آنها يك نفر بيايد ميان ما آنها اجازه داشته باشند او را ببرند ، اما اگر از ما كسى برود ميان آنها ما نتوانيم او را بياوريم ؟ فرمود : اگر از ما كسى بخواهد برود ميان آنها ، او يك مسلمانى است كه مرتد شده و به درد ما نمىخورد . مسلمانى كه مرتد شده ، برود ، ما اصلًا دنبالش نمىرويم . و اگر از آنها كسى مسلمان شود و بيايد نزد ما ، ما به او مىگوييم برو ، فعلًا شما مسلمين در مكه به همان حالت استضعاف بسر ببريد ، خداوند يك راهى براى شما باز خواهد كرد .
به شرايط خيلى عجيبى تن داد . همين سهيل بن عمرو يك پسر داشت كه مسلمان و در جيش مسلمين بود . اين قرارداد را كه امضا كردند ، پسر ديگرش دوان دوان از قريش فرار كرد و آمد نزد مسلمين . تا آمد ، سهيل گفت قرارداد امضا شده ، من بايد او را برگردانم . پيغمبر هم به او - كه اسمش ابوجندل بود - فرمود : برو ، خداوند براى شما مستضعفين هم راهى باز مىكند . اين بيچاره مضطرب شده بود ، داد مىكشيد و مىگفت : مسلمين ! اجازه ندهيد مرا ببرند ميان كفار كه مرا از دينم برگردانند . مسلمين هم عجيب ناراحت بودند و مىگفتند : يا رسول اللَّه ! اجازه بده اين يكى را ديگر ما نگذاريم ببرند . فرمود : نه ، همين يكى هم برود . نشانى به همان نشانى كه همين كه اين قرارداد صلح را بستند و بعد مسلمين آزادى پيدا كردند و آزادانه مىتوانستند اسلام را تبليغ كنند ، در مدت يك سال يا كمتر ، از قريش آن اندازه مسلمان شد كه در تمام آن مدت بيست سال مسلمان نشده بود . بعد هم اوضاع آنچنان به نفع مسلمين چرخيد كه مواد قرارداد خود به خود از طرف خود قريش از بين رفت و يك شور عملى و معنوى در مكه پديد آمد .
داستان شيرينى نقل كردهاند كه مردى از مسلمين به نام ابو بصير - كه در مكه بود و مرد بسيار شجاع و قويّى هم بود - فرار كرد آمد به مدينه . قريش طبق قرارداد
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 632
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٣٢