تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
بودند ، عده‌اى بودند كه با روح اسلام آشنا بودند و اكثريت آنها تربيتشان هم تربيت اسلامى بود . شرط اوّلى يك نهضت ، وجود يك كادر تعليمى و تربيتى است كه از يك عده افراد تعليم داده شده و تربيت شده و آشنا با اصول و هدف و تاكتيك مرام به وجود آمده باشد . اينها را مىشود به صورت يك هستهء مركزى به وجود آورد و بعد ديگران كه ملحق مىشوند شاگردهاى اينها باشند و خودشان را با اينها تطبيق بدهند . سرّ موفقيت اسلام اين بود . بنابراين تفاوتهاى ميان وضع على عليه السلام و وضع پيغمبر صلى الله عليه و آله يكى اين بود كه پيغمبر با مردم كافر ، يعنى با كفر صريح ، با كفر مكشوف و بىپرده روبرو بود ، با كفرى كه مىگفت من كفرم ، ولى على با كفر در زير پرده يعنى با نفاق روبرو بود ؛ با قومى روبرو بود كه هدفشان همان هدف كفار بود اما در زير پردهء اسلام ، در زير پردهء قدس و تقوا ، در زير لواى قرآن و ظاهر قرآن . و تفاوت دوم اين بود كه در دورهء خلفا ، مخصوصاً در دورهء عثمان ، آن مقدارى كه بايد و شايد دنبال تعليم و تربيتى را كه پيغمبر گرفته بود نگرفتند . فتوحات اسلامى زيادى صورت گرفت . فتوحات به تنهايى كارى نمىتواند بكند . پيغمبر سيزده سال در مكه ماند و اجازه نداد كه مسلمين حتى از خودشان دفاع كنند ، چون افراد هنوز لايق اين دفاع و جهاد نبودند . اگر دست به جهاد و فتوحات هم بايد زد ، به تناسب توسعهء فرهنگ و ثقافت اسلامى است ؛ يعنى همين‌طور كه از يك طرف فتوحاتِ تازه مىشود بايد به موازات آن ، فرهنگ و ثقافت اسلامى هم توسعه پيدا كند ؛ مردمى كه به اسلام مىگروند و حتى آنها كه مجذوب اسلام مىشوند ، اصول و حقايق و اهداف اسلام ، پوسته و هستهء اسلام ، همهء اينها را بفهمند و بشناسند . ولى در اثر اين غفلتى كه در زمان خلفا صورت گرفت ، يكى از پديده‌هاى اجتماعى كه در دنياى اسلامى رخ داد اين بود كه طبقه‌اى در اجتماع اسلامى پيدا شد كه به اسلام علاقه‌مند بود ، به اسلام مؤمن و معتقد بود اما فقط ظاهر اسلام را مىشناخت ، با روح اسلام آشنا نبود ؛ طبقه‌اى كه هرچه فشار مىآورد فقط روى مثلًا نماز خواندن بود نه روى معرفت ، نه روى شناسايى اهداف اسلامى . يك طبقهء مقدس مآب و متنسّك و زاهدمسلك در دنياى اسلام به وجود آمد كه پيشانيهاى اينها از كثرت سجود پينه بسته بود ، كف دستها و سر زانوهاى اينها از بس كه در روى زمينها ( نه در روى فرشها ) سرها را به سجده گذاشته بودند و دستها و زانوها را روى خاكها و شنها قرار داده بودند و سجده‌هاى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 599 | مرتضى مطهرى