بسيار طولانى ( يك ساعته و دو ساعته و پنج ساعته ) كرده بودند پينه بسته بود .
وقتى كه على عليه السلام ابن عباس را سراغ اينها فرستاد آنگاه كه همينها عليه على عليه السلام طغيان و شورش كرده بودند ، هنگامى كه آمد خبر آورد ، اينطور توضيح داد : « لَهُمْ جِباهٌ قَرِحَةٌ لِطولِ السُّجودِ » . پيشانيهايشان از كثرت سجده مجروح شده است ، « وَ ايْدٍ كَثَفَناتِ الْابِلِ » دستهايى كه مثل زانوى شتر پينه بسته است ، « عَلَيْهِمْ قُمُصٌ مُرَحَّضَةٌ » لباسهاى كهنهء زاهدمآبانه به تن دارند ، « وَ هُمْ مُشَمِّرونَ » « 1 » از همه بالاتر قيافهء مصمم و تصميم قاطع اينهاست . حالا آب بيار حوض پركن ! .
يك چنين طبقهاى ، يعنى طبقهء متنسّك جاهل ، طبقهء متعبّد جاهل ، طبقهء خشكه مقدس در دنياى اسلام به وجود آمد كه با تربيت اسلامى آشنا نيست ولى علاقهمند به اسلام است ، با روح اسلام آشنا نيست ولى به پوست اسلام چسبيده است ، محكم هم چسبيده است . على اين طبقه را اين گونه توصيف مىكند :
جُفاةٌ طَغامٌ عَبيدٌ اقْزامٌ ، جُمِعوا مِنْ كُلِّ اوْبٍ وَ تُلُقِّطوا مِنْ كُلِّ شَوْبٍ مِمَّنْ يَنْبَغى انْ يُفَقَّهَ وَ يُؤَدَّبَ وَ يُعَلَّمَ وَ يُدَرَّبَ . . . لَيْسوا مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْانْصارِ وَ لا مِنَ الَّذينَ تَبَوَّؤُا الدّارَ وَ الْايمانَ « 2 » .
يك مردمى خشن ، جفاة ، فظّ غليظ القلب ، ولى روحيههايى پست ، مردمانى برده صفت ، روحشان آقا نيست ، در روح اينها آقايى وجود ندارد ، از اراذل مردم هستند ، معلوم نيست از كدام گوشهاى پيدا شدهاند ، يكى از اين گوشه آمده ، يكى از آن گوشه ( يك مردم بىبُنهاى ، يك مردم بى بوتهاى ، معلوم نيست از كجا آمدهاند ، مردمى كه تازه بايد بيايند در كلاس اول اسلام بنشينند و درس اسلام را ياد بگيرند ، سواد ندارند ، معلومات ندارند ، قرآن را نمىدانند چيست ، معنى قرآن را نمىفهمند ، سنت پيغمبر را نمىفهمند ) اينها بايد تعليم بشوند ، تربيت بشوند ، اينها تعليم و تربيت اسلامى پيدا نكردهاند . اينها جزء مهاجرين و انصار كه پيامبر آنها را تربيت كرد كه نيستند ، يك مردمى [ هستند ] كه تربيت اسلامى ندارند .
هامش
( 1 ) العقد الفريد ، ج 2 / ص 389 .
( 2 ) نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبهء 238 .