تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
خواست ، يا آن كس كه عثمان از او يارى خواست و او به دفع الوقت گذراند و موجبات مرگ او را برانگيخت تا مرگش فرا رسيد ؟ البته من هرگز از اينكه خيرخواهانه در بسيارى از بدعتها و انحرافات بر عثمان انتقاد مىكردم ، پوزش نمىخواهم و پشيمان نيستم . اگر گناه من اين بوده است كه او را ارشاد و هدايت كرده‌ام ، آن را مىپذيرم . چه بسيارند افراد بيگناهى كه مورد ملامت واقع مىشوند . آرى ، گاهى ناصح و خيرخواه نتيجه‌اى كه از كار خود مىگيرد بدگمانى طرف است . من جز اصلاح تا حدى كه در قدرت دارم قصدى ندارم ، جز از خدا توفيقى نمىخواهم و بر او توكل مىكنم . در يك نامهء ديگر خطاب به معاويه چنين مىنويسد : فَامّا اكْثارُكَ الْحِجاجَ فى عُثْمانَ وَ قَتَلَتِهِ فَانَّكَ انَّما نَصَرْتَ عُثْمانَ حَيْثُ كانَ النَّصْرُ لَكَ ، وَ خَذَلْتَهُ حَيْثُ كانَ النَّصْرُ لَهُ « 1 » . اما اينكه تو فراوان مسألهء عثمان و كشندگان او را طرح مىكنى ، تو آنجا كه يارى عثمان به سودت بود او را يارى كردى و آنجا كه يارى او به سود خود او بود ، او را واگذاشتى . قتل عثمان خود مولود فتنه‌هايى بود و باب فتنه‌هايى ديگر را بر جهان اسلام گشود كه قرنها دامنگير اسلام شد و آثار آن هنوز باقى است . از مجموع سخنان على در نهج البلاغه بر مىآيد كه بر روش عثمان سخت انتقاد داشته است و گروه انقلابيون را ذى حق مىدانسته است . در عين حال ، قتل عثمان را در مسند خلافت به دست شورشيان با مصالح كلى اسلامى منطبق نمىدانسته است . پيش از آنكه عثمان كشته شود ، على اين نگرانى را داشته است و به عواقب وخيم آن مىانديشيده است . اين
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، نامهء 37 .