تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
از همهء اينها گذشته ، در دستگاه عثمان فساد زيادترى راه يافته بود و على عليه السلام بر حسب وظيفه نمىتوانست در زمان عثمان و يا در دورهء بعد از عثمان در بارهء آنها بحث نكند و به سكوت برگزار نمايد . اينها مجموعاً سبب شده كه ذكر عثمان بيش از ديگران در كلمات على عليه السلام بيايد . در نهج البلاغه مجموعاً 16 نوبت در بارهء عثمان بحث شده كه بيشتر آنها در بارهء حادثهء قتل عثمان است . در پنج مورد على خود را از شركت در قتل جداً تبرئه مىكند و در يك مورد طلحه را - كه مسألهء قتل عثمان را بهانه‌اى براى تحريك عليه على عليه السلام قرار داده بود - شريك در توطئه عليه عثمان معرفى مىنمايد . در دو مورد معاويه را - كه قتل عثمان را دستاويز براى توطئه و اخلال در حكومت انسانى و آسمانى على قرار داده و اشك تمساح مىريخت و مردم بيچاره را تحت عنوان قصاص از كشندگان خليفهء مظلوم ، به نفع آرمانهاى ديرينهء خود تهييج مىكرد - سخت مقصر مىشمارد .

نقش ماهرانهء معاويه در قتل عثمان

على در نامه‌هاى خود به معاويه مىگويد : تو ديگر چه مىگويى ؟ ! دست نامرئى تو تا مرفق در خون عثمان آلوده است ، باز دم از خون عثمان مىزنى ؟ ! . اين قسمت فوق العاده جالب است . على پرده از رازى برمىدارد كه چشم تيزبين تاريخ كمتر توانسته است آن را كشف كند . تنها در عصر جديد است كه محققان به دستيارى و رهنمايى اصول روانشناسى و جامعه شناسى ، از زواياى تاريخ اين نكته را بيرون آورده‌اند ، اگرنه اكثر مردم دوره‌هاى پيشين باور نمىكردند كه معاويه در قتل عثمان دست داشته باشد و يا حداقل در دفاع از او كوتاهى كرده باشد . معاويه و عثمان هر دو اموى بودند و پيوند قبيله‌اى داشتند . امويان بالخصوص چنان پيوند محكم بر اساس هدفهاى حساب شده و روشهاى مشخص شده داشتند كه مورخين امروز پيوند آنها را از نوع پيوندهاى حزبى در دنياى امروز مىدانند . يعنى تنها احساسات نژادى و قبيله‌اى ، آنها را به يكديگر نمىپيوست ؛ پيوند قبيله‌اى زمينه‌اى بود كه آنها را گرد هم جمع كند و در راه هدفهاى مادى متشكل و هماهنگ نمايد . معاويه شخصاً نيز از عثمان محبتها و حمايتها ديده بود و متظاهر به
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 478 | مرتضى مطهرى