عثمان
ذكر عثمان در نهج البلاغه از دو خليفهء پيشين بيشتر آمده است . علت آن روشن است : عثمان در جريانى كه تاريخ آن را « فتنهء بزرگ » ناميد و خود خويشاوندان نزديك عثمان يعنى بنى اميه بيش از ديگران در آن دست داشتند كشته شد و مردم بلافاصله دور على عليه السلام را گرفتند و آن حضرت طوعاً او كرهاً بيعت آنان را پذيرفت و اين كار طبعاً مسائلى را براى حضرتش در دورهء خلافت به وجود آورد . از طرفى داعيه داران خلافت ، شخص او را متهم مىكردند كه در قتل عثمان دست داشته است و او ناچار بود از خود دفاع [ كند ] و موقف خويش را در حادثهء قتل عثمان روشن سازد ، و از طرف ديگر گروه انقلابيون كه عليه حكومت عثمان شوريده بودند و قدرتى عظيم به شمار مىرفتند جزو ياران على عليه السلام بودند . مخالفان على از او مىخواستند آنان را تسليم كند تا به جرم قتل عثمان قصاص كنند ، و على عليه السلام مىبايست اين مسأله را در سخنان خود طرح كند و تكليف خود را بيان نمايد .
بعلاوه ، در زمان حيات عثمان آنگاه كه انقلابيون عثمان را در محاصره قرار داده بودند و بر او فشار آورده بودند كه يا تغيير روش بدهد يا استعفا كند ، يگانه كسى كه مورد اعتماد طرفين و سفير فيما بين بود و نظريات هر يك از آنها را علاوه بر نظريات خود به طرف ديگر مىگفت ، على بود .