تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
« فصاحت را ببين كه چگونه افسار خود را به دست اين مرد داده و مهار خود را به او سپرده است . نظم عجيب الفاظ را تماشا كن ؛ يكى پس از ديگرى مىآيند و در اختيار او قرار مىگيرند ، مانند چشمه‌اى كه خودبه خود و بدون زحمت از زمين بجوشد . سبحان اللَّه ! جوانى از عرب در شهرى مانند مكه بزرگ مىشود ، با هيچ حكيمى برخورد نكرده است اما سخنانش در حكمت نظرى بالادست سخنان افلاطون و ارسطو قرار گرفته است ؛ با اهل حكمت عملى معاشرت نكرده است اما از سقراط بالاتر رفته است ؛ ميان شجاعان و دلاوران تربيت نشده است زيرا مردم مكه تاجرپيشه بودند و اهل جنگ نبودند ، اما شجاعترين بشرى از كار در آمد كه بر روى زمين راه رفته است . از خليل بن احمد پرسيدند : على عليه السلام شجاعتر است يا عنبسه و بسطام ؟ گفت : « عنبسه و بسطام را با افراد بشر بايد مقايسه كرد ، على ما فوق افراد بشر است . » اين مرد فصيحتر از سحبان بن وائل و قُسّ بن ساعده از كار در آمد و حال آنكه قريش كه قبيلهء او بودند افصح عرب نبودند ؛ افصح عرب « جرهم » است هرچند زيركى زيادى ندارند . . . »

در آيينهء اين عصر

از چهارده قرن پيش تاكنون ، جهان هزاران رنگ به خود گرفته ، فرهنگها تغيير و تحول يافته و ذائقه‌ها دگرگون شده است . ممكن است كسى بپندارد كه فرهنگ قديم و ذوق قديم سخن على را مىپسنديد و در برابرش خاضع بود ، فكر وذوق جديد به نحو ديگرى قضاوت مىكند . اما بايد بدانيم كه سخن على عليه السلام چه از نظر صورت و چه از نظر معنى محدود به هيچ زمان و هيچ مكانى نيست ، انسانى و جهانى است . ما بعداً در اين باره بحث خواهيم كرد . فعلًا به موازات اظهار نظرهايى كه در قديم در اين زمينه شده است ، اظهار نظرهاى صاحب نظران عصر خود را اندكى منعكس مىكنيم . مرحوم شيخ محمد عبده ، مفتى اسبق مصر ، از افرادى است كه تصادف و دورى از وطن او را با نهج البلاغه آشنا مىكند و اين آشنايى به شيفتگى مىكشد و شيفتگى ، به شرح اين صحيفهء مقدس و تبليغ آن در ميان نسل جوان عرب منجر مىگردد .