تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
يعنى تو سخت در اشتباهى ، تو كار واژگونه كرده‌اى . تو به جاى اينكه حق و باطل را مقياس عظمت و حقارت شخصيتها قرار دهى ، عظمتها و حقارتها را كه قبلًا با پندار خود فرض كرده‌اى ، مقياس حق و باطل قرارداده‌اى . تو مىخواهى حق را با مقياس افراد بشناسى ! برعكس رفتار كن . اول خود حق را بشناس ، آن وقت اهل حق را خواهى شناخت ؛ خود باطل را بشناس ، آن وقت اهل باطل را خواهى شناخت . آن وقت ديگر اهميت نمىدهى كه چه كسى طرفدار حق است و چه كسى طرفدار باطل ، و از خطا بودن آن شخصيتها در شگفت و ترديد نخواهى بود . طه حسين پس از نقل جمله‌هاى بالا مىگويد : « من پس از وحى و سخن خدا ، جوابى پرجلال‌تر و شيواتر از اين جواب نديده و نمىشناسم . » . شكيب ارسلان ملقب به « اميرالبيان » يكى ديگر از نويسندگان زبردست عرب در عصر حاضر است . در جلسه‌اى كه به افتخار او در مصر تشكيل شده بود ، يكى از حضار مىرود پشت تريبون و ضمن سخنان خود مىگويد : دو نفر در تاريخ اسلام پيدا شده‌اند كه به حق شايسته‌اند « امير سخن » ناميده شوند : يكى على بن ابيطالب و ديگرى شكيب . شكيب ارسلان با ناراحتى برمىخيزد و پشت تريبون قرار مىگيرد و از دوستش كه چنين مقايسه‌اى به عمل آورده گله مىكند و مىگويد : « من كجا و على بن ابيطالب كجا ! من بند كفش على هم به حساب نمىآيم . » « 1 » ميخائيل نعيمه ، نويسندهء مسيحى معاصر لبنانى ، در مقدمهء كتاب الامام على تأليف جرج جرداق مسيحى لبنانى مىگويد :
هامش
( 1 ) . اين داستان را دانشمند معاصر محمد جواد مغنيه مقيم لبنان ، در احتفالى كه به افتخار ايشان در مشهد مقدس در چند سال پيش تشكيل شده بوده است نقل كرده بودند .