تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
جاهل بىخبر ، پا را به يك كفش كنند و به جان اين و آن بيفتند . چه قدرتى مىتواند در مقابل اين مارهاى افسون ناپذير ايستادگى كند ؟ كدام روح قوى و نيرومند است كه در مقابل اين قيافه‌هاى زهد و تقوا تكان نخورد ؟ كدام دست است كه بخواهد براى فرود آوردن شمشير بر فرق اينها بالا رود و نلرزد ؟ . اين است كه على مىفرمايد : « وَ لَمْ يَكُنْ لِيَجْتَرِئَ عَلَيْها احَدٌ غَيْرى » يعنى غير از من احدى جرأت بر چنين اقدامى نداشت . غير از على و بصيرت على و ايمان نافذ على ، احدى از مسلمانانِ معتقد به خدا و رسول و قيامت به خود جرأت نمىداد كه بر روى اينها شمشير بكشد . اين گونه كسان را تنها افراد غير معتقد به خدا و اسلام جرأت مىكنند بكشند ، نه افراد معتقد و مؤمن معمولى . اين است كه على به عنوان يك افتخار بزرگ براى خود مىگويد : اين من بودم و تنها من بودم كه خطر بزرگى كه از ناحيهء اين خشكه مقدسان به اسلام متوجه مىشد درك كردم . پيشانيهاى پينه بستهء اينها و جامه‌هاى زاهد مآبانه‌شان و زبانهاى دائم الذكرشان و حتى اعتقاد محكم و پابرجايشان نتوانست مانع بصيرت من گردد . من بودم كه فهميدم اگر اينها پا بگيرند ، همه را به درد خود مبتلا خواهند كرد و جهان اسلام را به جمود و ظاهرگرايى و تقشّر و تحجّرى خواهند كشانيد كه كمر اسلام خم شود . مگر نه اين است كه پيغمبر فرمود دو دسته پشت مرا شكستند : عالم لاابالى و جاهل مقدس مآب . على مىخواهد بگويد اگر من با نهضت خارجيگرى در دنياى اسلام مبارزه نمىكردم ، ديگر كسى پيدا نمىشد كه جرأت كند اينچنين مبارزه كند ؛ غير از من كسى نبود كه ببيند جمعيتى پيشانيشان از كثرت عبادت پينه بسته ، مردمى مسلكى و دينى اما در عين حال سد راه اسلام ، مردمى كه خودشان خيال مىكنند به نفع اسلام كار مىكنند اما در حقيقت دشمن واقعى اسلام‌اند ، و بتواند به جنگ آنها بيايد و خونشان را بريزد . من اين كار را كردم . عمل على ، راه خلفا و حكام بعدى را هموار كرد كه با خوارج بجنگند و خونشان را بريزند . سربازان اسلامى نيز بدون چون و چرا پيروى مىكردند ، كه على با آنان جنگيده است ، و در حقيقت سيرهء على راه را براى ديگران نيز باز كرد كه بىپروا بتوانند با يك جمعيت ظاهرالصلاح مقدس مآب ديندار ولى احمق پيكار كنند .