تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
حكومتهاى جبّارى دست و پاى مردم را به زنجير بسته بودند ؛ مسلمين با حكومتها جنگيدند ، ملتها را آزاد كردند . ايندو را با همديگر اشتباه مىكنند . مسلمين اگر با ايران يا روم جنگيدند ، با دولتهاى جبّار مىجنگيدند كه ملتهايى را آزاد كردند ، و به همين دليل ملتها با شوق و شعف مسلمين را پذيرفتند . چرا تاريخ مىگويد وقتى كه سپاه مسلمين وارد مىشد مردم با دسته‌هاى گل به استقبالشان مىرفتند ؟ چون آنها را فرشتهء نجات مىدانستند . برخى اينها را با يكديگر اشتباه مىكنند كه « عجب ! مسلمين به ايران حمله كردند . لابد وقتى به ايران حمله كردند به سراغ مردم رفتند و به آنها گفتند حتماً بايد اسلام اختيار كنيد » . آنها به مردم كارى نداشتند ، با دولتهاى جبّار كار داشتند . دولتها را خرد كردند ، بعد مردمى را كه همين قدر شائبهء توحيد در آنها بود در ايمانشان آزاد گذاشتند كه اگر مسلمان بشويد عيناً مثل ما هستيد و اگر مسلمان نشويد در شرايط ديگرى با شما قرارداد مىبنديم كه آن شرايط را « شرايط ذمّه » مىگويند ، و شرايط ذمّهء مسلمين فوق العاده سهل و آسان و ساده بوده است . پس اصل رفق ، نرمى ، ملايمت و پرهيز از خشونت و اكراه و اجبار راجع به خود ايمان ( نه راجع به موانع اجتماعى و فكرى ايمان كه آن حساب ديگرى دارد ) جزء اصول دعوت اسلامى است :
« لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى . »
« 1 » . خلاصهء منطق قرآن اين است كه در امر دين اجبارى نيست ، براى اينكه حقيقت روشن است ؛ راه هدايت و رشد روشن ، راه غىّ و ضلالت هم روشن ، هركس مىخواهد اين راه را انتخاب كند و هركس مىخواهد آن راه را . در شأن نزول اين آيه چند چيز نوشته‌اند كه نزديك يكديگر است و همه مىتواند در آنِ واحد درست باشد . وقتى كه بنى النضير كه هم پيمان مسلمين بودند خيانت كردند ، پيغمبر اكرم دستور به جلاى وطن داد كه بايد از اينجا بيرون برويد . عده‌اى از فرزندان مسلمين در ميان آنها بودند كه يهودى بودند . حال چرا يهودى
هامش
( 1 ) بقره / 256 .