تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
حضور داشته باشند . عرض كردم امرى است تصادفى . مقصودم اين است كه من چنين فكرى نكرده بودم و اينچنين شد و خوب شد . ارزش اينها و ارزش كسانى را كه در اين سطح خون جگرها خورده‌اند تا توانسته‌اند به صورت يك داعى و يك خطيب لايق - ممكن است بگوييد مقام اسلام خيلى بالاتر است ، لايق نسبى هم بگوييم كافى است - درآيند بايد دانست . گفت :
يَرَى النّاسُ دُهْناً فِى الزُّجاجَةِ صافياً * وَ لَمْ يَدْرِ ما يَجْرى عَلى رَأْسِ سِمْسِمِ
يعنى مردم روغن صاف شدهء كنجد را در يك شيشه مىبينند اما نمىدانند به سر آن دانهء كنجد بيچاره چه آمد كه حالا آنها روغن صاف شده‌اش را مىبينند . تبليغ صاف شده و پاك و پاكيزه‌اش را مردم مىبينند ولى نمىدانند چه بر سر آن بيچاره آمده است كه امروز آنها دارند روغن صافش را مشاهده مىكنند . به هر حال قرآن اين مطلب را در سطحى بسيار بسيار بالا برده ، چرا ؟ خدا مىتوانست فقط به پيغمبر بگويد : «
إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا
» يا «
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ » .
ولى همهء اينها براى امت ، آموزش است . چرا خدا اين حقيقت را با پيغمبر خودش بازگو مىكند و در اختيار همهء امت مىگذارد ؟ خيلى مسائل بين خدا و پيغمبر هست ولى چون مربوط به كار عموم نيست ، خدا مىداند و پيغمبر ، و براى غير طرح نشده . وقتى كه مسأله‌اى طرح مىشود علامت اين است كه بايد آن را آموخت . كار دعوت است ، كار تبيلغ است ، كار آسانى نيست . پس ما از قرآن مىآموزيم كه اولين شرط در امر دعوت و پيام رسانى شرح صدر است ، دل وسيع ، ظرفيت وسيع به اندازهء دنيا .

ابلاغ به عقل و فكر

ممكن است بگوييد چرا پيام رساندن اينقدر كار مشكلى باشد ؟ عرض مىكنم : هر پيام رساندنى اينقدر مشكل نيست . يك ابلاغ است كه فقط ابلاغ به حس است . بديهى است كار آسانى است . ابلاغى كه مأمور دادگسترى مىكند و مثلًا اخطارى را به شخصى به عنوان مطلع يا متهم ابلاغ مىكند ، ابلاغ به حس است كه به رؤيت مىرساند . شما اگر بخواهيد پيامى را ابلاغ كنيد ، اگر وظيفه‌تان فقط اين باشد كه به حس طرف برسانيد ، به رؤيت يا سمع او برسانيد كار مشكلى نيست ؛ مىشود به گوش يا چشم مردم حرفى را رساند . ولى آيا پيغمبران كه بلاغ مبين دارند وظيفه‌شان