تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
مأموريت يعنى چه كه سنگين باشد ؟ مأموريت ، آن ابلاغ و آن كاغذ و آن سخن و آن نامه و غيره كه سبكى و سنگينى ندارد . بحث در اينها نيست . وقتى كه محتواى آن مأموريت كارى فوق العاده دشوار باشد ، مىگوييم مأموريت سنگين . آيهء قرآن مىفرمايد : «
إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا
» ما عن قريبٍ سخن سنگينى به تو القا مىكنيم ، كه جز همان دعوت و هدايت مردم چيز ديگرى نيست . ممكن است افرادى بپرسند : چرا قرآن اينهمه امر دعوت و تبليغ را كار دشوارى تلقى كرده است ؟

ارزش مسألهء تبليغ

بعضى از مسائل هست كه ما به حق ارزش آن مسائل را درك كرده‌ايم . چون ارزشش را يعنى سطحش را درك كرده‌ايم ، قهراً آن را در سطح خودش مىشناسيم . مثلًا امر افتاء و فتوا دادن ؛ خوشبختانه تا حد زيادى ، لااقل نود و پنج درصد جامعهء ما مىشناسند كه افتاء كارى است سنگين و در سطح بسيار بسيار بالا . نه افرادى زود جرأت مىكنند كه چنين ادعايى كنند و نه اگر افراد خوش اشتهايى اين ادعا را كردند ، جامعه زود مىپذيرد . جامعه اين را احساس كرده كه سطح اين كار بالاست . ولى مسألهء دعوت مردم به سوى حق ، مسألهء تبليغ مردم ، مسألهء ارشاد و هدايت مردم ، مسألهء حركت دادن مردم به سوى خدا كه سخن ، سخن حركت دادن است [ سطح آن شناخته نشده است . ] گفت :
در اين ره انبيا چون ساربانند * دليل و رهنماى كاروانند
وز ايشان سيّد ما گشته سالار * همو اول همو آخِر در اين كار
جمال جانفزايش شمع جمع است * مقام دلگشايش جمع جمع است
روان از پيش و دلها جمله از پى * گرفته دست جانها دامن وى
حركت دادن بشر است ، آن هم به كجا ؟ به سوى آخور ؟ نه . خيلى مكتبها هستند كه بشر را حركت مىدهند ، خوب هم حركت مىدهند ، اما به سوى چه ؟ به سوى آخور ، به سوى منافعش ؛ كمى مقام مقدستر هم بگوييم : به سوى حقوقشان كه بالأخره منافعشان در حقوقشان است ، و تا اينجا ما هم موافقيم . پيغمبرها هم مردم را به سوى احقاق حقوقشان سوق مىدهند . جزء برنامهء پيغمبران يكى اين حركت دادن است ، ولى اين ، آن حركت كوچكى است كه پيغمبران مىدهند كه محروم را سوق مىدهند