تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 826

مساهمون:

ص٨٢٦
براى اين منزل كمال است [ روانيم ] ، بعد از آن هم نمىدانيم كمالش در كجاست . اينجاست كه نياز به نبوت ، يعنى نياز به يك هدايتى كه انسان را در مسير تكامل خودش رهبرى كند ، به شدت احساس مىشود . واقعاً انسان راه تكامل خودش را نمىداند ، خودش را و جامعهء خودش را هنوز نشناخته است . اين همان چيزى است كه شيخ و ديگران مىگويند كه ما وقتى به خلقت نگاه مىكنيم مىبينيم همه چيز براساس نياز آفريده شده است و مثال به « انبات شعر بر اشفار عينين » « 1 » و « تقعير اخمص قدمين » « 2 » مىزنند و مىگويند در طبيعت نياز به مژهء پلكها و فرورفتگى كف پاها مهمل گذاشته نشده و كوچكترين نيازها در نظر گرفته شده است . بعد [ شيخ ] مىگويد : جامعهء بشر به انسانى كه آن انسان راهنماى كمال او باشد بيشتر نيازمند است و چطور ممكن است اين نياز مهمل گذاشته شده باشد و چنين خلأى وجود داشته باشد . بحثى هم كه آقاى طباطبائى در كتاب وحى يا شعور مرموز كرده‌اند اساس و ريشه‌اش همين است و در آن ، استناد به اصل هدايت شده است ؛ يعنى در عالم ، امكان ندارد موجودى استعداد يك كمالى را داشته باشد و به نحوى به سوى آن كمال هدايت نشده باشد . هر موجود در هر مرحله‌اى نوع هدايتش فرق مىكند . خود قوهء جاذبه از نوع هدايت است :
« وَ أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها »
« 3 » در هر آسمانى كارش را به او وحى كرديم و هر موجود كارش را مىداند ؛
« وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ »
« 4 » . در باب گياهها هم همين‌جور . در مورد انسان كه الى ماشاءاللّه . انسان از نظر اينكه يك موجود اجتماعى است و جامعهء انسان حكم يك واحد را دارد ، اين واحد احتياج به يك چشم ، به يك هدايت ، به يك راهنما دارد . نبوت همين هدايت است ؛ يعنى هدايت به سوى كمال واقعى را نمىتوان با مقياس آسايش به دست داد . بشر امروز هنوز ميان دنيا و آخرتش مردد است ، نمىداند آيا كارش با همين دنيا پايان مىپذيرد يا نمىپذيرد ، هنوز نمىداند اجتماعى بودن در او اصل است يا انفرادى بودن ، هنوز استعدادهاى فردى او شناخته نشده است . هنوز معلوم نيست انسان داراى چند غريزهء اصلى است . فرويد
هامش
( 1 ) . [ به معنى رويانيدن مو بر پلكهاى چشم . ] ( 2 ) . [ به معنى فرورفته قرار دادن قسمت وسط كف پاها . ] ( 3 ) . فصّلت / 12 . ( 4 ) . نحل / 68 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 826 | مرتضى مطهرى