براى انسان يك غريزه اصلى قائل است [ و آن غريزه جنسى است ] . ماركسيستها تكيهشان بيشتر روى شكم است . عده ديگرى بعد از فرويد آمدند و غريزهء اصلى را غريزهء برترىطلبى و قدرتطلبى دانستند . يك عده براى چندين غريزهء معنوى اصالت قائل شدند . راسل كه يك شخص مادى است مىگويد : حق اين است كه اينها هيچكدام درست نيست ، نه حرف فرويد ، نه حرف ماركس و نه . . . را نمىتوان قبول كرد ، همهء اين غريزهها در انسان هست . پس براى علم هنوز « انسان » مجهول است « 1 » .
پس با احساس آسايش و اينكه بشر امروز بيشتر احساس آسايش مىكند نمىشود گفت كه به همين دليل انسان به كمال بيشتر رسيده است .
هامش
( 1 ) . سؤال : اگر فرضاً يك روزى اين مسائل براى علم كشف شد ديگر انسان احتياج به هدايت و راهنمايى ندارد ؟
جواب : اين يك جنبهء احتياج به انبياست ، بشر بيشتر از جنبهء اخروى به انبيا احتياج دارد و نياز او به انبيا هميشه وجود خواهد داشت .