تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 696

مساهمون:

ص٦٩٦
حقيقت دائم است يا دائم نيست ، با اين مسأله كه منطق قائل به قضاياى دائمه است ، دو چيز است و نبايد ايندو را با هم مخلوط كرد . مسألهء دائم بودن حقيقت يعنى دوام صدق قضيه كه اگر قضيه‌اى صادق بود آيا هميشه صادق است يا به طور موقت ؟ اينجاست كه ما قائل به دوام هستيم و مىگوييم حقيقت دائم است ؛ يعنى اگر قضيه‌اى بر واقعيتى صدق كرد ، صدقش دائم است ، نه اينكه بر معنايى در زمانى صادق باشد و بر همان معنى در زمان ديگر صادق نباشد . بله ، بر آن معنى با قيد ديگرى صادق نيست ، مثلًا « زيد قائم يوم الجمعه » براى جمعه صادق است ، ولى اين دليل نمىشود كه براى شنبه هم صادق باشد . پس هر قضيه‌اى در انطباق با واقعيت خودش دائم است .

آيا حقيقت متحول و متكامل است ؟

بعد بحث ديگرى پيش مىآيد كه آيا حقيقت متحول و متكامل است يا نه ؟ باز اينها - كه به قول خودشان فلسفه‌شان « شدن » و تكامل است و هر چيزى را مشمول قانون تكامل مىدانند - ناچار دربارهء حقيقت هم همين حرف را مىزنند كه حقيقت هم متحول و متكامل است . اگر به آن معنايى كه براى حقيقت ذكر كرديم درست توجه كنيم ، معلوم مىشود تحول و تكامل در حقيقت معنى ندارد ، در واقعيت معنى دارد و در حقيقت معنى ندارد . خود عالم خارج از ذهن ما واقعيت است . ما حالا كار نداريم به اينكه خود ذهن عبارت است از سلسلهء اعصاب و سلسلهء اعصاب هم متغير است ، مسألهء جداگانه‌اى است ، اينجا كه مىگوييم حقيقت متحول است ، مقصود اين است كه قضيه و انديشه‌اى كه در ذهن ما هست ، اين انديشه به نوعى با خارج خودش مطابقت دارد . اگر حقيقت بخواهد متحول باشد معنايش اين است كه انطباق اين [ انديشه ] با واقع خودش متحول باشد ، و اين ربطى ندارد به اينكه واقعيت متحول هست يا متحول نيست ، و حتى ربطى به اين هم ندارد كه خود ذهن هم متحول باشد يا نباشد ، چون ذهن امر مقايسه‌اى است . ما يك حقيقتى را در ذهنمان تصور يا تصديق مىكنيم ؛ اين حقيقت دو اعتبار دارد ؛ از يك اعتبار حكايت مىكند از خارج و به اين اعتبار است كه به آن مىگوييم ذهن ، و يك حيثيت ديگرى دارد كه خودش علم است . از آن جهت كه علم است يك وجود قائم به نفس ماست ، و از آن جهت كه ذهن است يك اعتبار ديگرى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 696 | مرتضى مطهرى