باز اين سنتز براى خودش آنتىتزى به وجود مىآورد و همچنين . . . « 1 »
اكنون كه تا حدى با مباحث فلسفهء ماركسيسم آشنا شديم آن مسائلى را كه نياز به توضيح بيشتر دارند مطرح نموده و مورد نقد و ارزيابى قرار مىدهيم . اين مسائل عبارتند از :
1 . فلسفهء « بودن » و فلسفهء « شدن » .
2 . جاودانگى حقيقت .
3 . جاودانگى اصول اخلاقى .
4 . آيا فلسفهء « بودن » خردگرا است و فلسفهء « شدن » طبيعتگرا ؟
5 . [ پوچىگرايى ماترياليسم ] و مسألهء تكامل .
6 . اصول چهارگانهء ديالكتيك كه در ضمن آن بحث حركت و مسألهء محرك اول نيز توضيح داده مىشود .
7 . مسألهء « از خود بيگانگى انسان » كه از نظر معارف اسلامى در اين زمينه حرفهاى بسيارى هست .
8 . مسألهء پراكسيس و فلسفهء عمل .
هامش
( 1 ) . [ چند جملهء اخير تا حدى مبهم است و نياز به دقت و تعمق دارد . ظاهرا مراد اين است كه بنا بر فلسفهء ماركسيسم فقط عمل تغييردهنده يعنى عملى كه آنتىتز باشد سازنده است . پس اگر تز و آنتىتزى در كار نبود انسان هم در طول تاريخ تكامل پيدا نمىكرد . اما اگر انسان به منزلهء موجودى كه مىخواهد طبيعت يا جامعهء خود را تغيير دهد عمل كند اين عمل سبب ساختن و تكامل انسان مىشود . ]