تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
احتمال دوم اين است كه تاريخ يك سير جبرى دارد كه نمىشود آن را از بين برد و يا در برابرش مقاومت كرد يا حتى مهارش كرد ولى انسان مىتواند به ضرورت تاريخى آگاه بشود و بعد يا مىتواند خودش را در مسير تاريخ قرار بدهد و به قول اينها به خودش تحقق و تكامل ببخشد ، يا به عكس در مقابل جريان تاريخ بايستد و معدوم و فانى شود . اينها اين مقدار از اختيار را براى انسان قائل هستند . ماركس گفته است آزادى يعنى آگاهى به ضرورت تاريخ . مقصودش از اين حرف اين است كه تاريخ ضرورتى دارد كه به حكم آن پيش مىآيد ، ولى انسان مىتواند به اين ضرورتهاى تاريخى آگاهى پيدا كند و خودش را با اين ضرورتها تطبيق بدهد ولى در مقابل ضرورتها نمىتواند ايستادگى كند . آنوقت « تعهد » معنى پيدا مىكند ؛ انسان اين مقدار مىتواند در مسير قرار بگيرد يا مخالفت كند . اين فلسفه كه دعوت به تعهد و عمل مىكند ، از اين جهت است كه عمل و تعهد از آن نتيجه مىشود ؛ وقتى كه به انسان نشان مىدهد ضرورت تاريخ اين است ، بعد نه تنها انسان مىتواند اين‌جور عمل كند ، بلكه بايد اين‌جور عمل كند ؛ يعنى در اينجا از « ضرورت » ، يك « بايد » نتيجه مىشود . يك بحثى در فلسفهء خود ما هم از قديم بوده است كه شيخ هم در اشارات مطرح كرده ( و از جاهاى مشكل اشارات هم هست ) و در فلسفهء جديد هم خيلى با اهميت تلقى مىشود و آن مسألهء پيوند ميان علم نظرى و علم عملى است . علوم عملى همه « بايد » هاست و علوم نظرى همه « هست » ها و « است » ها است و به اعتباريات ارتباط ندارد ، حالا چطور مىشود كه در علوم اعتبارى از مبادىاى استفاده مىشود كه اين مبادى از علوم نظرى گرفته شده است و چگونه مىشود كه علوم نظرى مبدأ قرار بگيرد براى نتيجه‌اى كه آن نتيجه عملى است ؛ يا به تعبير ديگر ، علم حقيقى مبدأ بشود براى نتيجه‌اى كه آن نتيجه اعتبارى است ؟ جواب مىدهند كه آگاهى به آن امر نظرى به انسان توانايى مىدهد و آن وقت كه توانايى پيدا كرد ، نه تنها مىتواند ، بلكه بايد كه چنين كند . در كبراى اين حرف كه شكى نيست كه انسان وقتى ضرورتى را درك مىكند ، مثلًا اگر از آمدن سيلى اطلاع پيدا مىكند ، خود اين دانايى به او توانايى خلاصى از خطر سيل را مىدهد و به دنبال آن آگاهى و توانايى ، « بايد » نيز خواهد آمد و قهراً شخص براى خلاصى از سيل اقدام خواهد كرد . پس ، از اينجاست كه اين فلسفه فلسفهء تعهد مىشود . حالا اينجا يك بحثى راجع به حتميت تاريخ مىخواهيم مطرح كنيم كه بحث
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 649 | مرتضى مطهرى