هامش
عالم اثبات . صحبت در اين است كه خود اين اصول بايد متغير و نسبى باشند و نمىتوانند اصولى مطلق و ثابت باشند .
- ممكن است بگوييم اساساً قانونى و اصلى در كار نيست ، بلكه واقعيتى در خارج هست كه ما آن را دريافت مىكنيم .
جواب : خود اين دريافت ، واقعيتى است يا نه ؟
- آنها كه براى ذهن چيزى قائل نيستند .
جواب : اين چه حرفى است ؟ ! بالاخره دريافت هم يك واقعيتى است . هر كسى كه يك نظريهاى مىدهد ، آن نظريه دريافتى است از خارج و واقعيت ، و خود اين دريافت به حمل شايع واقعيتى است ، و علم از آن علم است . دريافت از آن نظر دريافت است كه حيثيت ذات علم حيثيت ثبات است ، يعنى اگر ثبات نمىبود علم نبود . اين كه مىگوييد دريافت ، اين دريافت واقعيت ، علم است .
- اين يعنى چه ؟ علم كى ؟
جواب : علم ما .
- خوب ، تا ما هستيم اين دريافتها را داريم ، يك شخص ديگر در شرايط ديگر يك دريافت ديگر دارد . اين كه مىگوييد « واقعيت علم » يعنى چه ؟ علم مگر يك واقعيت مجرد دارد ؟ اگر « روح » بگوييد ، بله يك واقعيت مجرد دارد ، ولى علم كه ديگر چيزى نيست ، يك سلسله قوانين است در خارج . تا ما هستيم اين قوانين به ما وابسته است ، ما كه رفتيم ديگر واقعيتى وجود ندارد .
جواب : اگر قوانين در خارج است ، به شما كه وابسته نيست ، آن كه علم نيست ، معلوم بالعرض شماست . قانون كه شما مىگوييد ، در خارج است ؟
- نه .
جواب : در كجاست ؟
- قانون ، هيچى ، يك دريافتهايى است كه ما از خارج داريم .
جواب : شما مىگوييد « قانون » . در خارج كه قانون وجود ندارد ، چون قانون يك كليت است و اين كليت را ذهن به اشياء مىدهد . در خارج مثلًا آهن و حرارت و انبساط وجود دارد ، اين آهن در اينجا و آن آهن در آنجا وجود دارد ، و همچنين حرارت و انبساط وجود دارد ، بعد ذهن است كه به اينها كليت مىدهد و مىگويد : « هر آهنى در اثر حرارت انبساط پيدا مىكند » . اين حقيقت با اين وصف ( كليت ) جز در ذهن ما در جاى ديگرى كه نيست . البته منشأ انتزاعش در خارج است . حالا همين اصل ، همين قانون كه مىگوييد « هر آهنى در اثر حرارت منبسط مىشود » از نظر شما يك پديدهء مادى هست يا نيست ؟
- كليتش پديدهء مادى نيست . پديدهء مادى ، جزئىهاى اين قانون است .
جواب : آنها كه به غير مادى معتقد نيستند .
- يك امور اعتبارى و انتزاعى است .
جواب : كليت كه يك واقعيتى است ؛ يعنى چه كه انتزاعى است ؟ يعنى كليت يك وجود مجازى است ؟
- در ذهن بله ؛ در ذهن يك اعتبارى بيش نيست .
جواب : خود اعتبار هم در ذهن يك واقعيتى است ؛ معتبر واقعيت ندارد ، ولى خود اعتبار كه واقعيتى است . تازه