فصل دوم : فلسفهء ماركسى - فلسفهء مادىگرا
[ بخش اول ]
اين فصل دربارهء فلسفهء ماركسى است همچنانكه فصل اول دربارهء منطق ماركس بود . مىگويد : ماركس راهش را از هگل جدا كرد و علتش هم اين بود كه هگل پندارگرا بود و ماركس ماترياليست شد . حالا مىخواهيم ببينيم كه چگونه متد ماركس از ايدهآليسم هگل به ماترياليسم ديالكتيك تحول پيدا كرد .
مىگويد : اين تحول در دو مرحله صورت گرفت ؛ يك مرحلهاش را قبل از او فيلسوف ديگرى به نام « فوئرباخ » « 1 » كه او هم از پيروان چپگراى هگل بود انجام داد ، و مرحلهء دوم را ماركس انجام داد . حالا ببينيم تفاوت فوئرباخ با هگل در چه بود ، و بعد تفاوت ماركس با هگل در چه بود .
از خود بيگانگى
از اينجا به بعد در اين فصل با اصطلاح « از خود بيگانگى » مواجه مىشويم و اين از كلمات بسيار رايج و شايع در فلسفهء اروپاست كه همواره مسئله « از خود بيگانگى »
هامش
( 1 ) .Feuerbach.