تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
مىشود به نيرويى ، نيروى مبارزه‌اى . پس نقشى كه بشر دارد اين است كه حركت تاريخ را از راه متمايز ساختن تسريع كند ، و اين حرف خوبى است . و در قسمت هفتم از ضميمه يكم نيز از هگل چنين نقل مىكند : « به هنگام صلح . . . انسانها به تدريج دچار ضعف قواى روحى مىشوند . ويژگيهاى آنها بيش از پيش ثابت و دچار تحجر مىشود . . . و وقتى اعضا و بافتها در درون خود دچار تصلب شدند مرگ در چنين هنگامى است . » ما اين اشكال را در بحث « قيام مهدى عليه السلام » مطرح كرده‌ايم « 1 » كه ممكن است كسى اشكال كند كه : شما مىگوييد بشر مىرسد به عدل كامل و صلح كامل و . . . ، و اين نتيجه‌اش اين است كه انسان به مرگ برسد . اگر انسان به جايى برسد كه همهء دنيا « ملئت عدلا و قسطا » اين اول بدبختى بشر است ، تضاد هميشه بايد وجود داشته باشد ، كه اين جواب خوبى هم دارد كه باشد براى بعد . سپس به نقش جنگ در حيات ملتها اشاره مىكند ، تا اينكه مىگويد : « جنگها هنگامى وقوع مىيابد كه ضرورت باشد ، سپس محصولات دوباره مىرويد و ياوه‌گويىها در برابر وقار تاريخ خاموش مىشود . » مىگويد اينكه به صلح كامل بخواهند برسند ياوه‌گويى است . اين يك مطلب بسيار مهمى است و بايد زياد دربارهء آن فكر كرد كه اگر ضدى در برابر نباشد ( ضدّ در مقابل نه ضد درونى ، و اين ضد مقابل را ما هم قبول داريم ) و آرامش برقرار باشد [ نيروها سست مىشود ] . مثلًا حساب كنيد شيعه قبل از اينكه استقلال پيدا كند تحرك فرهنگىاش بيشتر بود از بعد استقلال ، و بعد كه به استقلال رسيدند به جان هم افتادند « 2 » . اين مخالفتهايى كه الآن با اسلام مىشود همينها عامل شناخت اسلام خواهند شد . مثلًا اگر كسى اسرار هزار ساله را نمىنوشت كسى مىآمد كشف اسرار را بنويسد يا جرأت مىكرد ؟ همچنين اگر اين حرفهاى [ ضد دينى ] دربارهء زن گفته نمىشد كسى مىتوانست حقوق زن بنويسد ؟ و اگر هم مىتوانست جرأت نوشتن را
هامش
( 1 ) . نه در كتاب قيام و انقلاب مهدى ( ع ) ، بلكه در جاى ديگر كه هنوز به صورت كتاب درنيامده است . ( 2 ) . سؤال : شما پس داريد اين فكر را تقويت مىكنيد . جواب : بله ، قطعاً همين طور است .